اثر بخشی نقشه مفهومی براصلاح بدساختاری دانش علوم تجربی پایه پنجم ابتدایی
نویسندگان
1 دانشگاه شهید مدنی
2 دانشگاه شهید مدنی
3 دانشگاه شهید مدنی اذربایجان
4 دانشگاه شهید مدنی
doi
10.71767/jinev.2024.1219580چکیده
بدساختاری دانش پدیدهای است که در آن ساختار دانش مورد نظر در حیطه آموزشی به دلایل مختلف در فراگیران شکل نمیگیرد. در این پژوهش برای اصلاح بدساختاری دانش از نقشههای مفهومی استفاده شد. جامعه آماری پژوهش، دانشآموزان پایه پنجم ابتدایی شهر خوی در سال تحصیلی 1402-1401 بودند. تعداد پنج کلاس به صورت نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. بعد از شناسایی دانشآموزان بدساختار، فراگیران در گروه کنترل و آزمایش قرار گرفتند. برای گروه آزمایش مفاهیم از کتاب علوم تجربی پایه پنجم ابتدایی با استفاده از نقشه مفهومی در شش جلسه ارائه گردید. درگروه کنترل با روش های مرسوم تدریس شد. در ادامهی پژوهش، آزمون معلم ساخته از مفاهیم اخذ شد. نتایج تحلیل کوواریانس جهت بررسی تأثیر نقشه مفهومی بر اصلاح بدساختاری دانش در مفاهیم تغییرات فیزیکی، تغییرات شیمیایی و رنگین کمان دانشآموزان، نشان داد تفاوت نمرات در هر سه مفهوم بین گروه آزمایش و کنترل، از لحاظ آماری معنادار میباشد. (01/0P<). در کل نتایج نشان داد با استفاده از نقشههای مفهومی میتوان بدساختاری دانش را در بین دانشآموزان، اصلاح کرد.