اثربخشی آموزش فلسفه بر کارکردهای اجرایی، انعطاف‌پذیری شناختی و تفکر انتقادی در دانش‌آموزان دارای اختلال یادگیری

نویسندگان

1 استادیار گروه علوم تربیتی دانشگاه فرهنگیان

2 دانشگاه فرهنگیان

3 دانشجوی دکتری مشاوره، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران.

4 دانشیار - گروه علوم تربیتی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران.

doi
10.71767/jinev.2024.1225318
چکیده

پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش فلسفه بر کارکردهای اجرایی، انعطاف‌پذیری شناختی و تفکر انتقادی در دانش‌آموزان دارای اختلال یادگیری انجام شد. این پژوهش از نوع تجربی با طرح پیش‌آزمون–پس‌آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل دانش‌آموزان دارای اختلال یادگیری در دبستان‌های شهر نجف‌آباد در سال تحصیلی ۱۴۰۳–۱۴۰۴ بود که به روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای دو مدرسه انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه کارکردهای اجرایی کولیج (۲۰۰۲)، پرسشنامه انعطاف‌پذیری شناختی دنیس و واندروال (۲۰۱۰) و پرسشنامه تفکر انتقادی ساسو (۲۰۱۳) بود. روایی محتوایی ابزارها توسط متخصصان تأیید شد و پایایی آنها با استفاده از آلفای کرونباخ در دامنه قابل‌قبول 73/0  تا 85/0 به دست آمد. نتایج نشان داد آموزش فلسفه تأثیر مثبت و معنی‌داری بر کارکردهای اجرایی، تفکر انتقادی و انعطاف‌پذیری شناختی دانش‌آموزان دارای اختلال یادگیری دارد. تحلیل کوواریانس بیشترین تأثیر مداخله را در مؤلفه‌های سازمان‌دهی، شکاکیت تأملی و جایگزین‌های رفتاری انسانی نشان داد(01/0P<). به‌طور کلی، آموزش فلسفه به نظر میرسد بتواند به‌عنوان مداخله‌ای مؤثر در بهبود توانمندی‌های شناختی و اجرایی دانش‌آموزان دارای اختلال یادگیری مورد استفاده قرار گیرد.