طراحی الگوی ارزشیابی علوم تجربی دوره ابتدایی بر اساس یادگیری معکوس
نویسندگان
1 استادیار، گروه علوم تربیتی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
2 استادیار، گروه علوم تربیتی،واحد اسلامشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، اسلامشهر، ایران
doi
10.71767/jinev.2024.1207784چکیده
هدف پژوهش، طراحی الگوی ارزشیابی علوم تجربی دوره ابتدایی بر اساس یادگیری معکوس بود. روش پژوهش آمیخته (کیفی-کمی) بود. در مرحله کیفی از تحلیل مضمون با تکنیک آتراید-استرلینگ، و سنتزپژوهی براي ارائه الگو استفاده شد. جامعه مشارکتکنندگان متخصصان برنامه درسی وروانشناسی تربیتی و معلمان ابتدایی با سابقه بالا بودند. نمونهگیری هدفمند و روش مصاحبه نیمهساختاریافته بود. جامعه آماری سنتزپژوهی، مقالههای منتشر شده در پایگاههاي علمی معتبر در 5 ساله اخیر منتهی به زمان مطالعه بودند که با نمونهگیری هدفمند مبتنی بر هدف پژوهش انتخاب شدند. از ضریب کاپای کوهن، ضریب لاوشه (CVR)؛ و همسوسازی منابع مختلف برای بررسی اعتبار استفاده شد. در بخش کمی،روش پیمایشی بود. جامعه آماري معلمان ابتدایی استان خوزستان (1402-1403) بودند. روش نمونهگیری تصادفی خوشهای چندمرحلهای بود. ابزار گردآوری پرسشنامه محققساخته برآمده از مرحله کیفی بود. روایی صوري و محتوایی پرسشنامهها توسط خبرگان تأیید شد. پایایی با آلفای کرونباخ، 95/0 شد. از شاخصهای آمار توصیفی، تحلیل عامل تأییدی، ماهالانوبیس و T تکگروهی استفاده شد. بر مبنای نتایج حاصله، الگوی ارزشیابی به روش معکوس برای علوم تجربی دوره ابتدایی شامل ابعاد جامعیت ارزشیابی، مشارکت دانشآموز و امتیاز به آن، ارزشیابی ویژه درس علوم تجربی، مهارتهای عملیاتی در ارزشیابی بودند. نتایج تحلیلهای کمی و کیفی انجام گرفته، اعتبار الگو را تأیید کرد. نتیجه اینکه بکارگیری مطلوب رویکرد معکوس در کلاس درس نیازمند ارائه بازخوردهای مستمر است که به دانشآموز کمک میکند تا فرایندهای یادگیری خود را مدیریت کند؛ و توجه به این ابعاد، مؤلفهها و شاخصها در فرایندهای ارزشیابی، کیفیت فرایندهای یاددهی-یادگیری را بهبود میبخشد.