پداگوژی همافقها: سنتز تفسیری ابعاد تدریس پاسخگوی فرهنگ در دوره ابتدایی
نویسندگان
1 دانشیار گروه علوم تربیتی، واحد ارومیه، دانشگاه آزاد اسلامی، ارومیه، ایران
doi
10.71767/jinev.2024.1220569چکیده
پداگوژی پاسخگوی فرهنگی رویکردی تحولگراست که یادگیری را با هویت و فرهنگ پیوند میدهد. با وجود رشد پژوهشها، در آموزش ابتدایی ایران هنوز چارچوب ادراکی روشنی برای تبیین ابعاد آن وجود ندارد؛ ازاینرو این پژوهش با سنتز تفسیری به بازسازی مفهومی ابعاد تدریس پاسخگوی فرهنگی پرداخت. این پژوهش کیفی و مبتنی بر روش سنتز تفسیری انجام شد. جامعه پژوهش شامل مطالعات داخلی و بینالمللی منتشرشده طی سالهای ۲۰۰۵ تا ۲۰۲۵ درباره آموزش پاسخگوی فرهنگی بود. دادهها از طریق جستوجوی نظاممند در پایگاههای داخلی و بینالمللی گردآوری و پس از غربالگری، ۶۲ مطالعه واجد شرایط وارد تحلیل شدند. اطلاعات هر پژوهش با فرم کدگذاری تحلیلی ثبت و بر اساس الگوی سندلوسکی و باروسو و مراحل توماس و هاردن تحلیل شد. فرایند تحلیل شامل استخراج کدهای باز، تجمیع در مقولههای میانی و تلفیق در سطح مضامین کلان و ابعاد فرامضمونی بود. برای اطمینان از دقت تحلیل، معیارهای لینکلن و گوبا (اعتبار، پایداری، انتقالپذیری و تأییدپذیری) بهکار گرفته شد و ضریب توافق میانکدگذاران 84/ برآورد شد. نتایج نشان داد پداگوژی پاسخگوی فرهنگی در سه بُعد اصلی سازمان مییابد: شناختی– فرهنگی (پداگوژی سرمایه فرهنگی و برنامهدرسی فرهنگپاسخ)، عاطفی– اجتماعی (فضای یادگیری امن، شمول آموزشی و هویتپروری فرهنگی) و فناورانه– ارتباطی (زبانآگاهی و بازنمایی فرهنگی برخط). این سه بُعد در تعامل پویا، چشماندازی نو از آموزش فرهنگپاسخ ترسیم میکنند؛ الگویی که در آن معلم «میانجی فرهنگی» است و یادگیری به فرایندی گفتوگویی و معناساز تبدیل میشود. در این چارچوب که میتوان آن را «پداگوژی همافقها» نامید، یادگیری حاصل تلاقی افقهای فرهنگی، زبانی و تجربی معلم و دانشآموز است.