میراث ماندگار شرط مارتنس در حقوق بینالملل؛ تحلیل مشربهای فکری در خصوص ماهیت و کارکردهای حقوقی
نویسندگان
1 دانش آموختة دکتری حقوق بین الملل، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات تهران، ایران
2 استادیار حقوق بینالملل عمومی، گروه حقوق، دانشکدة علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه کردستان، سنندج، ایران
doi
10.22059/jplsq.2024.365678.3398چکیده
مفهوم واقعی شرط مارتنس سال هاست ذهن علمای حقوق بین الملل را مشغول کرده است. تعیین ماهیت و اهمیت حقوقی دقیق شرط مارتنس بسیار دشوار است، زیرا شامل مفاهیمی است که به صراحت در حقوق بین الملل تعریف و تبیین نشده اند. ازاینرو در خصوص اثر حقوقی این شرط و جایگاه آن نوعی تشتت آرا به وجود آمده که هر کدام از حمایت های کافی در رویة قضایی، معاهدات و دکترین برخوردارند. پژوهش حاضر، پس از نگاه اجمالی به جایگاه شرط مارتنس در مبانی حقوق بین الملل، چارچوب تحلیلی به منظور توسعة برداشت جامع از شرط مارتنس به مثابه منبع حقوق بین الملل را به تصویر می کشد. به نظر می رسد تفاسیر مختلف از شرط مارتنس بر نحوة درک ما از چگونگی اعمال حقوق بشردوستانه در مخاصمات مسلحانه بهطور کلی و روند شکلگیری قواعد جدید برای تنظیم مخاصمات مسلحانة نوین به طور خاص تأثیر میگذارد. ازاینرو درکی عمیق از کارکردهای نوین شرط مارتنس میتواند نویددهنده عصر جدیدی برای تفسیر و توسعة حقوق بین الملل و کاربرد شرط در سایر حوزه های کمتر توسعه یافته باشد. نگارندگان بر این باورند که شرط مارتنس بسته به شرایط و دادگاهی که در آن مورد استناد قرار میگیرد، میتواند کارکردهای حقوقی متفاوتی داشته باشد. البته بزرگترین دستاورد شرط مارتنس، علاوه بر روش تفسیر برای حل بن بست های حقوقی و رافع خلأهای موضوعه حقوق بین الملل، ارائه مبنای پوزیتیویستی برای ادغام مفاهیم حقوق طبیعی در حقوق موضوعه بوده است.