بررسی رابطه بین سبک زندگی و نظام اشیای خانگی از دیدگاه بوردیو در مسکن معاصر (مطالعه موردی: زوجهای جوان منطقه دو شهر قزوین)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری تخصصی معماری، گروه معماری، دانشکده معماری و شهرسازی، واحد قزوین، دانشگاه آزاد اسلامی، قزوین، ایران.
2 استادیار گروه معماری، دانشکده معماری و شهرسازی، واحد قزوین، دانشگاه آزاد اسلامی، قزوین، ایران. *(مسوول مکاتبات)
3 استادیار گروه معماری، دانشکده معماری و شهرسازی، واحد قزوین، دانشگاه آزاد اسلامی ،قزوین،ایران.
doi
10.22034/jest.2020.44609.4682چکیده
زمینه و هدف: ساختار مسکن در طول تاریخ، همواره در حال شکلپذیری و تحول بوده و از هزاران پدیده و عوامل مختلف تأثیر پذیرفته است. شیوه زندگی و سلیقه زیباییشناسی که مصداق فرهنگ زندگی هستند، به کالبد معماری شکل میدهند. خانه، مکان شکلگیری و نمایش فرهنگ است و اساسیترین فضایی است که هر انسانی، بودن در آن را تجربه میکند. پژوهش حاضر به دنبال چگونگی تأثیر فرهنگ زندگی در معنای کلی و سبک زندگی در معنای خاص بر نظام اشیای خانگی (ذهنی و کارکردی) از دیدگاه بوردیو میباشد. روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع کیفی ، توصیفی و تحلیلی محسوب میشود. جامعه آماری، زوجهای جوان ساکن در مجتمعهای مسکونی منطقه دو شهری قزوین میباشند که از طریق نمونهگیری تصادفی تعداد 310 نفر از آنها بهعنوان جامعه نمونه انتخاب شدند. در این پژوهش، از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد و پس از اطمینان از پایایی و روایی آن، در جامعه نمونه توزیع گردید. جهت تجزیهوتحلیل از روابط همبستگی و رگرسیون در نرمافزار Spss22 استفادهشده است. یافتهها: نتایج پژوهش نشاندهنده رابطه مثبت و معنادار بین سبک زندگی افراد و نظام اشیای خانگی آنها در جامعه نمونه میباشد. بحث و نتیجهگیری: طبق تحلیلهای به نظر میرسد که "مُد" و آنچه بهعنوان الگوی همگانی در یک جامعه فراگیر میشود میتواند نقش زیادی در نظام اشیای کارکردی خانه داشته باشد. این سلیقه همگانی میتواند در انتخاب رنگها، مبلمان، نوع چیدمان، نوع انتخاب وسایل کارکردی و موارد بسیار دیگر تأثیر بگذارد. همچنین نوع ساختار خانواده ازنظر سنتی بودن و یا اعتقادات مذهبی میتواند بر استفاده از اشیای ذهنی در خانه مؤثر باشد.