الزامات و آثار مسئولیت معکوس در جرایم تروریستی و ضرورت بازنگری در بار اثبات
نویسندگان
1 استاد حقوق کیفری و جرم شناسی، گروه حقوق، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد بیرجند
2 دانشگاه آزاد اسلامی بیرجند
3 دکتری حقوق کیفری و جرم شناسی-استادیار گروه حقوق دانشگاه آزاد بیرجند
doi
چکیده
با پذیرش اصل برائت، دادستان مکلف است عناصر متشکله جرم و انتساب آن به متهم را اثبات نماید. با این وجود، در جرایم تروریستی به لحاظ ویژگیهایی چون دشواری جمعآوری اطلاعات، وجود شبکه های پیچیده، استفاده از ارتباطات رمزگذاری شده و فرامرزی شدن این جرایم، قرار دادن بار اثبات بر عهده دادستان، سبب دشواری در کشف و تعقیب این جرایم شده و مجرمان میتوانند با تمسک به اصل برائت، از مجازات مصون بمانند. به لحاظ اثر گذاری جرایم تروریستی بر امنیت ملی کشورها، اتخاذ رویکردی افتراقی که در عین رعایت حقوق دفاعی مرتکب، دفاع جامعه به بهترین شکل تامین شود، ضروری است. ایجاد چنین تعادلی از رهگذر عدول از برخی آثار اصل برائت یعنی پذیرش مسئولیت معکوس و الزام متهم به ارائه شواهد در ارتباط با برخی از ارکان متشکله جرم حاصل میشود. این مقاله به بررسی آثار پذیرش مسئولیت معکوس در جرایم تروریستی پرداخته است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که معکوس نمودن بار اثبات در جرایم تروریستی و لزوم ارائه شواهد توسط متهم در عین حال که موجب تسهیل تعقیب این گونه جرایم میشود، سبب ایجاد محدودیتهایی در برخی از حقوق دفاعی متهم از جمله حق سکوت وی میگردد. هرچند به لحاظ فقدان نص صریح قانونی در این زمینه، بازنگری الزامات و شرایط تحمیل مسئولیت معکوس، ضروری است و در این میان، مدیریت حق سکوت متهم از طریق ایجاد چارچوبی برای اعمال این مقررات، میتواند به عنوان راه حل تلقی گردد.