تحول هیجانی کودکان درخودمانده بر اساس مدل تحولی تفاوتهای فردی
نویسندگان
1 استادیار دانشگاه اصفهان
2 دانشجوی دکتری روانشناسی کودکان با نیازهای خاص دانشگاه اصفهان
3 استاد دانشگاه اصفهان
4 دانشیار دانشگاه اصفهان
5 دانشیار دانشگاه اصفهان
doi
چکیده
چکیده این پژوهش به منظور شناخت تحول هیجانی کودکان مبتلا به طیف درخودماندگی بر اساس مدل تحولی مبتنی بر تفاوتهای فردی انجام شد. بدین منظور 30 کودک مبتلا به طیف درخودماندگی از سه مرکز درخودماندگی به شیوه نمونهبرداری غیرتصادفی و 30 کودک عادی به شیوه تصادفی در تهران انتخاب شدند و در نهایت برای مقایسه تحول هیجانی دو گروه، به مادران آنها پرسشنامه تحول هیجانی کارکردی (گریناسپن، 2001) داده شد. والدین دو گروه از نظر وضعیت اقتصادی، سنی و تحصیلات همتا شدند. یافتهها نشان داد تحول هیجانی کودکان عادی و درخودمانده در سنین پایینتر (5/3 -0 سالگی) در هر شش مرحله تحول هیجانی یعنی خودنظمجویی و علاقه به دنیا، صمیمیت، ارتباط دو جانبه، ارتباط پیچیده، باورهای هیجانی، تفکر هیجانی و منطقی تفاوت معنادار با یکدیگر دارد، اما در سن کنونی، در چهار مرحله اول تحول هیجانی تفاوت معنادار بین دو گروه مشاهده نشد، فقط در مهارت های پنجم و ششم، کودکان عادی تحول هیجانی بالاتری از کودکان مبتلا به درخودماندگی داشتند. پایین تر بودن تحول هیجانی در کودکان مبتلا به درخودماندگی در مراحل پنجم و ششم، ممکن است به دلیل نارسایی پردازش حسی، زبانی و بینایی درخودمانده ها باشد.