بررسی سپهرنشانه‌ای عرفان و تصوف اسلامی در اسرارالتوحید؛ شیخ به مثابة مرکز سپهر و نظام معناساز

doi
چکیده

فرهنگ عرفان را باید در هنجارها، آداب، شعائر، نمادها و ارزش‌هایی بجوییم که دستاورد سالیان این سیستم و اعضای­آن است. فرهنگ­بازنمایی­شده در کتاب­اسرارالتوحید، سلسله­مراتبی از نشانه‌های­عرفانی، با سازکارهایی از نظام‌های نشانه‌ای­خاص است که همچون سازکار واحدی عمل­می‌کند. این جهان­نشانه‌ای که همانا سپهر­نشانه‌ای اسرارالتوحید و منطبق با جهان­ذهنی شیخ ابوسعیدابوالخیر و تجلی‌گر اُوموِلت­(جهان فردی) اوست، به روش توصیفی­تحلیلی و با رویکرد نشانه‌شناسی­فرهنگی مکتب مسکو-تارتو بررسی­شده­است. یافته‌ها نشان می‌دهد جهان­نشانه‌ای اسرارالتوحید دارای دو وجه است؛ فضای­درونی آن که از مرکز­و­حاشیه تشکیل­شده و نسبت میان آنها نامتقارن و ناهمگن است و فضای­بیرونی که در تقابل با درون اما پیوسته در حال تعامل با آن است. در مرکز، شیخ­میهنه، انگاره‌ها، کنش‌های­گفتاری، رفتاری­و­تعاملات او به صورت لایه‌وار ساخت‌بندی می‌شود. شیخ هم به تولید­و­تثبیت­معانی می‌پردازد و هم گزاره‌ها و مضامین دیگر سپهر را تبیین و ساماندهی می‌کند. نظام‌واره‌هایی­چون: علم­جامع، نظر، دعا، هیبت، شکوه، صدق، ولایت­داشتن­شیخ و همچنین ایماژ گزاره‌هایی چون هدایت‌­گری خلق، محور جهان هستی، مراقبت و احاطه­دائمی شیخ بر همه و ... در خلال پر تکرار­حکایات‌، نظمی نوین در هسته سپهر را شکل­می‌دهند. این مؤلفه‌ها در مرکز، منجر به تشابه و هم‌ارزی سپهر شیخ با صفات­و­افعال­الهی می‌شود و مخاطب را به برابرانگاری آنها سوق­می‌دهد تا دلالت بر جانشینی واقعی انسان­­کامل­(شیخ) و خلیفه­الهی­بودن او باشد.