جامعهپذیری سازمانی در زیست بوم آموزش و پرورش ایران
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری گروه مدیریت، واحد اصفهان (خوراسگان)، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران
2 دانشیار گروه مدیریت، واحد اصفهان (خوراسگان)، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران. (نویسنده مسؤول)
3 استادیار گروه مدیریت، واحد اصفهان (خوراسگان)، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران.
doi
10.71652/jmem.2024.01025030چکیده
هدف : هدف پژوهش حاضر واکاوی ابعاد و مؤلفههای جامعهپذیری سازمانی در زیستبوم آموزشوپرورش دولتی ایران و ارائه مدلی بومی برای ارتقای فرآیند جامعهپذیری معلمان بود. روششناسی پژوهش : مطالعه بهصورت ترکیبی (کیفی–کمی) انجام شد. در بخش کیفی، از تحلیل مضمون با رویکرد استراید استرلینگ بر روی منابع مکتوب شامل مقالات و کتابهای حوزه جامعهپذیری استفاده شد. در بخش کمی، روش توصیفی-پیمایشی به کار گرفته شد و دادهها از طریق پرسشنامهای با ۱۲۷ گویه (بر اساس یافتههای کیفی و طیف لیکرت ۵ درجهای) از معلمان شاغل در مدارس دولتی در مراکز استانهای منتخب جمعآوری شد. روایی ابزار از طریق اعتبار محتوا و تحلیل عاملی تأییدی و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ (بیش از ۰٫۷) تأیید گردید. یافتهها : نتایج تحلیل کیفی منجر به استخراج پنج راهکنش اصلی در فرآیند جامعهپذیری سازمانی شد: انطباقپذیری سازمانی، کنشگری فعال، فرهنگپذیری سازمانی، تصویرگری آینده، و رویهمندی سازمانی. یافتههای کمی نیز نشان دادند که این مؤلفهها از روایی و پایایی مناسبی برخوردار بوده و قابلیت تبیین جامعهپذیری سازمانی در نظام آموزشوپرورش دولتی ایران را دارند. اصالت / ارزش افزوده علمی : پژوهش حاضر با ارائه مدلی بومی از جامعهپذیری سازمانی معلمان در نظام آموزشوپرورش دولتی ایران، خلأ موجود در ادبیات داخلی را در این حوزه تا حدی پر کرده و میتواند مبنای سیاستگذاری و بازنگری در برنامههای تربیت معلم قرار گیرد.