تحلیل استعاره های هستی شناختی «دل» در صوفی نامۀ قطب الدّین عبّادی
نویسندگان
1
2
3
doi
چکیده
صوفی نامه، از آثار منثور عارفانۀ قرن ششم هجری، اثر قطب الدین عبّادی است.، متنی عرفانی که مفاهیم انتزاعی فراوانی در آن دیده می شود. یکی از مفاهیم پرکاربرد این اثر، مفهوم «دل» است. در پژوهش حاضر با روش توصیفی– تحلیلی، استعاره های هستی شناختی متعلق به مفهوم دل در صوفی نامه مورد تحلیل قرار گرفته است. مجموعۀ شواهد با توجه به رویکرد لیکاف و جانسون به استعاره، بررسی شده است. بررسی استعاره های هستی شناختی دل در صوفی نامه، نشان می دهد که عبّادی برای بیان مفهوم انتزاعی دل، استعاره های مفهومی متنوع و فراوانی به کار برده است. دل را انسانی انگاشته است که اعضا و جوارحی چون روی، گوش و چشم دارد و پادشاهی تصورکرده است که بر سایر اعضا و جوارح تسلط دارد. همچنین مفهوم دل به عنوان حوزۀ مقصد با مفاهیم شناخته شده، همچون گوهر، گنج، معدن، خزانه، آینه، زجاجه و ... مفهوم سازی شده است. با تحلیل این استعاره ها، ارزش و جایگاه والای دل، نزد عبّادی آشکار می شود. قطب الدین در استعاره پردازی هستومندهای جاندار، بیشتر به «انسان» توجه داشته و در استعاره پردازی هستومندهای بی جان، بیشتر از «آینه» بهره برده است.