تحلیل استعاره‌های تعلیمی و خوانش وحدت‌نگر در خردنامه

doi
چکیده

ادبیات تعلیمی و عرفانی با تکیه بر جهان‌بینی وحدت وجود، جایگاه سه‌گانه‌ی خداوند (وحدت مطلق)، جهان (کثرت تجلی) و انسان (سالک) را در منظومه‌ی «خردنامه‌ی اسکندری» تبیین می‌کند. این پژوهش با روش توصیفی-کتابخانه‌ای و تحلیل متن‌محور، چگونگی بازنمایی این ساختار وجودشناختی سلسله‌مراتبی را به طور عمیق در چارچوب قوس نزول و قوس صعود بررسی می‌نماید. مساله اصلی، تحلیل نظام‌مند خوانش استعاری این اثر با تمرکز بر محوریت «خردورزی» به‌مثابه نیروی محرک سلوک و کارکرد استعاره‌های تعلیمی در طبیعی‌سازی مفاهیم متافیزیکی است. نوآوری تحقیق در کشف سازوکار هوشمندانه‌ای است که شاعر از طریق چارچوب استعاری سفر اسکندر، به‌ویژه با به‌کارگیری استعاره‌های تعلیمی( اقتصادی، چرخشی، سفری و بند و رهایی)، فرایند عروج از کثرت به وحدت و نقش خرد در پیوند ساحت‌های وجود را هنرمندانه رمزپردازی می‌کند. نتیجه نشان می‌دهد خوانش استعاری خردنامه، با تبدیل مفاهیم انتزاعی به الگوهای ملموس، تبیین‌گر رابطه‌ی انسان کامل با ذات احدیت و جایگاه راهبردی خرد در درک مراتب تجلی هستی است.