تحليل گفتمان انتقادي «سوانح العشّاق» احمد غزّالي بر پاية نظرية نورمن فركلاف
نویسندگان
1
2
3
4
doi
چکیده
« سوانح العشّاق » یکی از مهمترین کتابهای منثور عرفانی است که در زمینة «عشق» نگارش یافته است. واکاوی این اثر بر مبنای نظریّة « تحلیل گفتمان انتقادی نورمن فرکلاف » با روش توصیفی-تحلیلی، پاسخ به این پرسش است که؛ متن سوانح بر اساس نظریّة «گفتمان انتقادی» فرکلاف چگونه قابل تحلیل گفتمانی است؟ نتایج به دست آمده نشان میدهد که تحلیل اثر در سطح توصیف، بیانگر کاربرد واژة «عشق» و واژگان هممعنا در شمول معنایی و تقابل معنایی، دارای ارزش رابطهای، تجربی و بیانی هستند. در بخش دستور زبان، مواردی چون «بههمریختگی ساختار جملات»، «حذف افعال»، «جابهجایی اجزای کلمات» و «بیان خاص با عبارتبندیهای شاعرانه» دارای ارزش توصیفی است. در بخش تفسیر نشان داده شده که گفتمان عشق علاوه بر اینکه تحت تأثیر گفتمان تصوّف زمانه قرار گرفته، از بافتهای بینامتنیت آیات و روایات و مضامین موجود در ادبیّات گذشته مانند «وحدت وجود، ازلی بودن عشق، دفاع از ابلیس و سخنان شطحآمیز» نیز بهره بُرده است. در بخش تبیین نیز گفتمان مسلّطِ عشق، بازسازیِ رابطة قدرتِ عارف در مقابلِ قدرت سیاسی-اجتماعی و قدرت دینی و فرهنگی زمانة او دانسته شده است. روش گردآوری دادهها در مقاله، کتابخانهای و روش داده پردازی در متن توصیفی است.