مدلسازی تابآوری سازمانی در بانکداری مبتنی بر رویکرد کارآفرینی جهادی
نویسندگان
1 دانشیار، گروه مدیریت¬جهانگردی، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری، گروه مدیریت، حسابداری و علوم انسانی، واحد قزوین، دانشگاه آزاد اسلامی، قزوین، ایران
3 دانشیار، گروه کسبوکار جدید، دانشکده کارآفرینی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
چکیده
هدف این پژوهش، مدلسازی تابآوری سازمانی در بانکداری مبتنی بر رویکرد کارآفرینی جهادی است. این مطالعه کیفی و با رویکرد داده بنیاد سیتماتیک الگوی استراوس و کوربین انجام گرفت. مشارکتکنندگان شامل خبرگان حوزه بانکداری بودند که بهصورت هدفمند و بر اساس تکنیک اشباع نظری انتخاب شدند؛ در نهایت 16 نفر از آگاهیدهندگان کلیدی که دارای تجربه اجرایی، تحصیلات مرتبط و سابقه پژوهشی در حوزههای تابآوری و کارآفرینی بودند، مورد مصاحبه قرار گرفتند. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته گردآوری شد. برای تضمین کیفیت پژوهش، معیارهای لینکلن و گوبا شامل باورپذیری، انتقالپذیری، اطمینانپذیری و تأییدپذیری بهکار گرفته شد. مصاحبهها طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی بر اساس رویکرد نظریه دادهبنیاد تحلیل شدند. خروجی نهایی، مدل مفهومی تابآوری سازمانی در بانکداری مبتنی بر کارآفرینی جهادی بود. در این مدل، چهار مقوله اصلی به عنوان شرایط علی شامل شایستگیهای فردی، تشخیص فرصتها، مدیریت منابع و یکپارچگی زنجیره تأمینات فرهنگی شناسایی شدند. همچنین، شرایط زمینهای مؤثر شامل ارتباطات بانکها و دولت، ساختار حاکمیت شرکتی بانکها، تصمیمسازی نخبگان، عوامل حمایتی، سیاستگذاری و اصلاح قوانین و ایجاد عدالت اجتماعی تعیین شدند. دو مقوله ناکامیهای محیطی و ضعف در سازماندهی داخلی به عنوان عوامل مداخلهگر معرفی شدند. مقوله محوری پژوهش، یکپارچگی زنجیره تأمین، قابلیت تطابقپذیری، ایجاد انعطافپذیری بانکها و یکپارچگی زنجیره تأمین مدیریتی است. راهبردهای کلیدی شامل راهبردهای کوتاهمدت، میان مدت، بلند مدت است. پیامدهای کلیدی چارچوب طراحیشده شامل پویایی ساختار،پیامدهای نقدینگی،بهینهسازی مدیریت ومدیریت سرمایهها میباشد. بنابراین تابآوری سازمانی در بانکداری ایران مستلزم تلفیق رویکردهای مدیریت علمی با ارزشهای جهادی است. چنین همافزایی، بانکها را قادر میسازد نهتنها در برابر بحرانها پایدار بمانند، بلکه آنها را به فرصتی برای نوآوری و توسعه تبدیل کنند. مدل ارائهشده در این پژوهش میتواند بهعنوان چارچوبی راهبردی برای مدیران، سیاستگذاران و نهادهای علمی در جهت ارتقای ظرفیتهای تابآورانه بانکها مورد استفاده قرار گیرد.