تحلیل تاثیر مفهوم بینابینیت در ارتقاء حس تعلق به مکان در مسجد-مدرسههای دوره قاجاریه (نمونه موردی: مسجد- مدرسه صالحیه شهر قزوین)
نویسندگان
1 دانشآموخته کارشناسی ارشد معماری، گروه معماری، دانشکده معماری و شهرسازی، واحد قزوین، دانشگاه آزاد اسلامی، قزوین، ایران.
2 دانشیار و عضو هیات علمی، گروه معماری، دانشکده معماری و شهرسازی، واحد قزوین، دانشگاه آزاد اسلامی، قزوین، ایران. *(مسوول مکاتبات)
doi
10.30495/jest.2021.49662.4926چکیده
زمینه و هدف: در معماری دوره اسلامی ایران، بناهای عمومی همانند مسجد- مدرسهها مکانهایی برای تعاملات افراد با سلیقهها و تفکرات مختلف بودند، این بناها با عملکردها و فضاهای متنوع خود و با داشتن فضاهایی بینابین که نقش تعیین کنندهای در سازماندهی عملکردهای متنوع این مکانها و پیوند بیشتر فرد با آن را داشتند، تشکیل یک کل واحد را میدادند، و تمایل فرد به ماندن در آن مکان را میسر میساختند. هدف این مطالعه، تحلیل تاثیر مفهوم بینابینیت در ارتقاء حس تعلق به مکان در مسجد- مدرسههای دوره قاجاریه است و به بیان این مطلب میپردازد که چگونه فضای بینابین میتواند در ارتقاء حس تعلق به مکان موثر باشد.روش بررسی: این پژوهش در تابستان سال 1398 با استفاده از روش تحقیق همبستگی به تحلیل متغیرها، و با مطالعات کتابخانهای، میدانی و پیمایشی به بررسی مولفههای تاثیرگذار در ارتقاء حس تعلق به مکان و فضای بینابین و سپس به بررسی ارتباط معنادار بین این دو متغیر در نرم افزار Spss 20 پرداخته است.یافتهها: یافتهها و نتایج حاصل از این پژوهش حاکی از آن است که ضریب معناداری بین متغیرهای حس تعلق به مکان و فضای بینابین کمتر از 05/0 بوده و نشان از وجود از رابطه معنادار بین این دو متغیر است.بحث و نتیجهگیری: در نتیجه استفاده از مفهوم بینابینیت میتواند عاملی موثر برای ایجاد حس تعلق به مکان در فضای معماری باشد. زیرا امروزه مفهوم بینابینیت، در طراحی فضاهای معماری بسیار حائز اهمیت است، تا با استفاده از آن بتوان در مکانهای عمومی جدید پیوند بین انسان و مکان را قوی ساخت؛ تا در نهایت منجر به بهرهبرداری بهتر از محیط و تدوام حضور افراد در آن گردید.