ارزیابی انتقادی توجیه آمریکا برای ترور سردار سلیمانی از منظر حقوق توسل به زور
نویسندگان
1 استادیار گروه حقوق، واحد بندرعباس، دانشگاه آزاد اسلامی، بندرعباس، ایران
2 استادیار گروه حقوق، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
10.22059/jplsq.2024.351958.3239چکیده
بامداد سوم ژانویة 2020 سردار قاسم سلیمانی و همراهانشان در نزدیکی فرودگاه بغداد هدف حملة پهپادی ایالات متحدة آمریکا قرار گرفتند و به شهادت رسیدند. رئیسجمهور، وزیر امور خارجه و برخی دیگر از مقامات آمریکا در اولین اظهارنظرهای خود، اقدام فوق را دفاع مشروع پیشدستانه در مقابل یک حملة قریبالوقوع اعلام کردند، اما دولت آمریکا چند روز بعد در نامهای به شورای امنیت، اقدام موردنظر را دفاع مشروع در مقابل یک کارزار مسلحانه و رشتهای از حملات واقعی نیروهای وابسته به ایران طی ماههای پایانی سال 2019 اعلام کرد؛ حملاتی که به ادعای مقامات آمریکایی به نیابت از جمهوری اسلامی ایران و به راهبری سردار سلیمانی علیه پایگاهها، اماکن دیپلماتیک و نیروهای آمریکایی اجرا شده بود. این نامه را میتوان موضع رسمی آمریکا تلقی کرد. در این زمینه برخی حقوقدانان با توسل به دکترین «انباشت رویدادها»، توجیه دولت آمریکا را قابل قبول دانستند. پژوهش حاضر با استفاده از شیوة توصیفی- تحلیلی و از طریق تجزیهوتحلیل منابع کتابخانهای، شواهد و اسناد موجود، توجیه رسمی آمریکا را ارزیابی میکند و بر آن است که این مدعا و استدلالهای حقوقدانان مدافع آن، فاقد وجاهت حقوقی بینالمللی بوده و شیوة تفسیری خطرناکی از حق دفاع مشروع در حقوق بینالملل است.