سیاوش در آیینه ادب فارسی (تا قرن هفتم)

نویسندگان

1 کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی

doi
چکیده

سیاوش از شخصیت‌های مقبول و محوری شاهنامه به شمار می‌رود که حکایت زندگی پاک و مرگ ناجوانمردانه‌اش، انعکاس وسیع و چشمگیری در ادبیات فارسی داشته است.این شخصیت، دارای ویژگی‌هایی خاص و منحصر به فرد است زیرا ریشه‌هایی عمیق در اساطیر ایرانی، اوستا و متون پهلوی دارد و همواره حجم قابل‌توجهی از آیین‌ها و مناسک ایرانی در شخصیت فراانسانی او دیده می‌شود.باتوجه به این پیشینة اساطیری و قدمت دیرینه، می‌توان چنین گفت که وسعت ابعاد وجودی او تا آنجا دامنه پیدا کرده که بخش خاصی از ادبیات وسیع فارسی و طیف عظیمی از تشبیهات، استعارات، کنایات و تلمیحات ادبی را به خود اختصاص داده است.سیاوش باتوجه به موقعیتی که به عنوان یک شاهزاده اهورایی در شاهنامه‌ دارد، فرصت رشد و تکامل پیدا کرده و با داشتن مؤلفه‌های خاص فردی و ویژگی‌های والای اجتماعی به آن مرتبه از کمال انسانی دست یافته است و همواره پاکی و خوبی را برای انسان‌های بعد از خودش تداعی می‌کند.ظهور، حضور و انعکاس این ویژگی‌ها در گسترة ادبیات فارسی موضوعی است که در این نوشتار به آن پرداخته می‌شود.