بررسی تطبیقی علل بازآفرینی اسطوره در شعر معاصر ایران و «رویای مکزیکی» اثر لوکلهزیو
نویسندگان
1 استاد دانشگاه تهران
2 کارشناس ارشد زبان و ادبیات فرانسه دانشگاه تهران
doi
چکیده
اسطوره یکی از اصطلاحات بسیار مهم در مباحث ادبی امروز است. ادبیات و اسطوره در پیوند تنگاتنگ با هم قرار دارند. شعر و اسطوره نیز میتوانند با زبان نمادین با مخاطب خود ارتباط برقرار کنند. در روزگار ما و در عصری که بشر همه چیز را به دیدة تعقل مینگرد، دیگر اساطیر مجال پیدایش نمییابند، ادبیات معاصر دیگر اسطورهای را خلق نمیکند، بلکه بیشتر به بازآفرینی اسطورههای شناختهشده میپردازد. با شناخت اسطوره، میتوان به معنا و کارکرد آن در ادبیات معاصر پی برد. مقالة پیش رو در نظر دارد عناصر اسطورهای را نزد شاعران معاصر ایرانی و بهطور خاص در اشعار مهدی اخوان ثالث، سهراب سپهری و احمد شاملو و همچنین در کتاب رویای مکزیکی اثر ژان ـ ماری گوستاو لوکلهزیو، نویسندة معاصر فرانسوی، بازشناخته و با اشاره به دیدگاههای مشترک این نویسندگان دربارة اسطوره، به بررسی و مقایسة علل بازآفرینی اساطیر در ادبیات معاصر بپردازد.