اختلال های رفتاری کودکان و تنیدگی مادران: نقش واسطه ای خستگی و راهبردهای مقابله ای
نویسندگان
1 دانشیار گروه روانشناسی تربیتی دانشگاه لرستان
2 دانشجوی دکتری روانشناسی تربیتی دانشگاه لرستان
3 استادیار گروه روانشناسی تربیتی دانشگاه لرستان
4 دانشجوی دکتری روانشناسی تربیتی دانشگاه لرستان
doi
چکیده
هدف این پژوهش تعیین رابطه بین اختلالهای رفتاری کودکان و تنیدگی مادران آنها از طریق واسطهگری خستگی و راهبردهای مقابله مادران بود.روش این پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی بود که در سال تحصیلی96-1395انجام شد.شرکتکنندگان این پژوهش شامل226نفر از دانشآموزان ابتدایی(و مادران آنها)شهر خرمآباد بودند که با روش نمونهبرداری تصادفی خوشهای چندمرحلهای انتخاب شدند و به پرسشنامه اختلال رفتاری راترـفرم معلم(1967)، مقیاس راهبردهای مقابلهـفرم کوتاه(کارور، شییر و وینتراب،1989)، مقیاس سنجش خستگی(دیوریس، میشلسن، ونهک و درنت،2004)و مقیاس افسردگی، اضطراب و تنیدگی(لاویباند و لاویباند،1995)پاسخ داند.تحلیل دادهها در این پژوهش با آزمون تحلیل مسیر انجام شد.آزمون واسطهگری بهوسیله روش بوتاستراپ نشاندهنده معناداری نقش واسطهای خستگی و راهبردهای مقابله مادران در رابطه بین اختلالهای رفتاری کودکان و تنیدگی مادران بود.بر اساس نتایج میتوان گفت که اختلالهای رفتاری کودکان از طریق افزایش خستگی و راهبردهای مقابله ناکارآمد مادران، تنیدگی آنها را افزایش میدهند و تنیدگی در مادران کودکان دارای اختلالهای رفتاری که از راهبردهای مقابلهای کارآمد استفاده میکنند، کمتر از مادرانی است که از راهبردهای مقابلهای ناکارآمد استفاده میکنند.از اینرو، برنامهریزی جهت آموزش مادران کودکان دارای اختلالهای رفتاری در استفاده از مهارت مدیریت تنیدگی و ترغیب آنها به استفاده از راهبردهای مقابلهای کارآمد در کاهش تنیدگی این مادران مؤثر است.