بررسی تاثیر سنگربندی مدیرعامل بر فشار اجتماعی ذینفعان: نقد نظریه ثبات هژمونیک
نویسندگان
1 استادیار، گروه حسابداری، واحد قشم، دانشگاه آزاد اسلامی، قشم، ایران
2 دانشیار گروه حسابداری، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
3 گروه حسابداری، واحد قشم، دانشگاه آزاد اسلامی، قشم، ایران
4 دانشیار گروه حسابداری، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
چکیده
ثبات در سیستمهای اداری به شرکتها کمک میکند تا با تدوین برنامهها و استراتژیهای منسجم، اهداف شرکتها، قابل دستیابیتر باشند. یکی از تئوریهای مرتبط با این عرصه تئوری ثبات هژمونیک است که ریشه در لایههای اقتصادی نظامهای کلانتر اداری دارد. این پژوهش تلاش نمود تا برمبنای نظریه ثبات هژمونیک، تاثیر سنگربندی مدیرعامل بر فشارهای اجتماعی ذینفعان را مورد بررسی قرار دهد. براین مبنا به منظور سنجش فشارهای اجتماعی از دو تحلیل فراتلفیق و دلفی استفاده شد که در نهایت با مشارکت خبرگان پژوهش، پرسشنامههای در قالب مقیاس لیکرت ۵ گزینهای تدوین شد. همچنین به منظور سنجش سنگربندی مدیرعامل از سه معیار دوره تصدی، مالکیت مدیریتی و دوگانگی وظیفه براساس تعریف شاخصهای مجازی ۰ و ۱ استفاده گردید. جامعه آماری مورد مطالعه در این پژوهش شامل کلیه شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در سال 139۸ بود که تعداد ۱۰۹ پرسشنامه با مشارکت مدیران عامل شرکتهای فوق از طریق تحلیل حداقل مربعات جزئی مورد بررسی قرار گرفت. نتیجه آزمون فرضیه پژوهش نشان داد، سنگربندی مدیرعامل بر فشارهای اجتماعی تاثیر مثبت و معناداری دارد. این نتیجه در واقع نقد نظریه ثبات هژمونیک در سطح تئوریهای نمایندگی در شرکتهای بازار سرمایه میباشد و بیان کنندهی این واقعیت است که وجود سنگربندی به منظور ثبات مدیرعامل در راس حاکمیت و تصمیمگیری شرکت همسو با ثبات هژمونیک، نمیتواند عاملی برای کنترل فشارهای اجتماعی ذینفعان باشد، چراکه وجود انگیزههای فرصتطلبانه مدیران باعث خواهد شد تا کارکردهای اثربخش و کارا در مسیر توسعه شرکت، مختل شود، و ذینفعان از طرق مختلف فشارهای زیادی را برای حفاظت از منافع خود بر شرکت وارد نمایند.