بررسی تأثیر ریسک عدم بازپرداخت بدهیها بر رتبهبندی اعتباری با توجه به نقش تعدیلی محدودیت مالی
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد حسابداری، دانشکده اقتصاد و مدیریت، دانشگاه قم، قم، ایران
2 دانشیار گروه حسابداری، واحد تهران شرق، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران(نویسنده مسئول)
doi
10.30495/jma.2021.19285چکیده
امروزه شناسایی عوامل مؤثر بر رتبه اعتباری ازنظر مقایسه ریسک اعتباری یک بنگاه اقتصادی با بنگاههای اقتصادی دیگر و هم ازنظر رقابتپذیری بنگاه اقتصادی، اهمیت ویژهای دارد. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر ریسک عدم بازپرداخت بدهیها بر رتبهبندی اعتباری با توجه به نقش تعدیلی محدودیت مالی به اجرا درآمده است. پژوهش حاضر ازلحاظ هدف، از نوع تحقیقات کاربردی است. همچنین در این پژوهش با توجه به نوع دادهها و روشهای تجزیهوتحلیل موجود، از روش دادههای ترکیبی استفاده شده است. روش گردآوری دادهها، روش اسناد کاوی و مراجعه به بانکهای اطلاعاتی؛ و روش تحلیل دادهها از نوع استنباطی است. در پژوهش حاضر دادههای موردنیاز از نرمافزار رهآورد نوین، صورتهای مالی شرکتها و سندکاوی و همچنین سایت کدال استخراج شده است. جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه شرکتهای پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی 1390 تا 1399 است و نرمافزار بکار رفته برای آمادهسازی دادهها و تخمین مدلها ایویوز 10 است. جهت آزمون فرضیههای پژوهش از الگو دادههای ترکیبی استفاده شد. نتایج آزمون فرضیههای پژوهش نشان میدهد که شرکتهایی که در بازپرداخت اصل و بهره تعهدات مالی خود ضعیف عمل میکنند باعث بیاعتمادی اعتباردهندگان میگردند که این امر درنتیجه، رتبه اعتباری شرکت را کاهش میدهد. همچنین نتایج پژوهش نشان داد، محدودیت مالی دارای تأثیر مثبت بر رابطه بین ریسک عدم بازپرداخت بدهیها و رتبهبندی اعتباری شرکت است. بدین ترتیب شرکتهایی که دارای محدودیت مالی هستند، ریسک عدم بازپرداخت بدهیها بالایی دارند و درنتیجه آن بیاعتمادی اعتباردهندگان افزایش مییابد که این امر منجر به کاهش رتبه اعتباری شرکتها میگردد.سرمایهگذاران و اعتباردهندگان علاقه دارند به شرکتهای که محدودیت مالی کمتری دارند، اهمیت بیشتری دهند. این امر منجر میگردد که این شرکتها نزد سرمایهگذاران و اعتباردهندگان اعتبار بالاتری بهواسطه تأمینمالی آسان بیابند. همچنین افزایش ریسک عدم بازپرداخت بدهیها، باعث بدبینی اعتباردهندگان به شرکت نسبت به عدم پرداخت تعهدات مالیشان میگردد؛ درنتیجه در چنین شرایطی تأمینمالی آسان و متنوع تأثیر بسزایی بر کاهش ریسک عدم بازپرداخت بدهیها خواهد داشت و اعتباردهندگان اقدام به افزایش رتبه اعتباری شرکتها مینمایند. سرمایهگذاران و اعتباردهندگان با استفاده از نتایج این پژوهش میتوانند دست به انتخاب شرکتهای مناسب جهت سرمایهگذاری بزنند. همچنین سازمانهایی که اقدام به رتبهبندی شرکتها میکنند میتوانند از ریسک عدم بازپرداخت بدهیها و محدودیت مالی بهعنوان دو عامل بسیار مهم و تعیینکننده در رتبهبندی استفاده نمایند.