بررسی نقشِ تقویت منفیِ نظریه گُلِم نسبت به تاثیر خطای ادراکِ هالهای بر تناقضِ مطلوبیت قضاوت حسابرس
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری حسابداری، گروه حسابداری، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد شاهرود، ایران
2 دانشیار گروه حسابداری، واحد شاهرود، دانشگاه آزاد اسلامی، شاهرود، ایران
doi
10.30495/jma.2021.19289چکیده
امروزه علم حسابرسی بیش از گذشته از تئوریهای سنتی به سمت تئوریهای مدرنترِ رفتاری و ادراکی در حال توسعه میباشد، به نحوی که شناخت کارکردهای حرفهای حسابرسان براساس فرآیندهای درونی قابل استنباط میباشد. یکی از این نظریهها، نظریه گُلِم میباشد، مفهومی که مبتنی بر تقویت نگرشهای منفی میتواند سبب تضاد در انتظارات حسابرس با ویژگیهای حرفهای شود و این موضوع ضمن تقویت سطح خطای ادراکِ هالهای باعث شکلگیری ذهنیتگرایی متعصبانه و تناقض در مطلوبیت قضاوت گردد. هدف این پژوهش بررسی نقشِ تقویت منفیِ نظریه گُلِم نسبت به رابطهی خطای ادراکِ هالهای با تناقضِ مطلوبیت قضاوت حسابرس میباشد. ابزار پژوهش پرسشنامه و جامعه هدف آن حسابرسان شاغل در سازمان حسابرسی و موسسات حسابرسی بخش خصوصی در سال 139۸ بود. در این پژوهش به منظور سنجش و برازش مطلوبیت مدل و آزمون فرضیههای پژوهش از تحلیل حداقل مربعات جزئی (PLS) استفاده شد. نتایج آزمون فرضیههای پژوهش تایید نمود که خطای ادراکِ هالهای بر تناقضِ مطلوبیت قضاوت حسابرس تاثیر مثبت و معناداری دارد. همچنین مشخص گردید، سطح تقویت منفیِ نظریه گُلِم، تاثیر مثبتِ خطای ادراکِ هالهای بر تناقضِ مطلوبیت قضاوت حسابرس را تشدید مینماید. در واقع این نتیجه نشان میدهد، افزایش سطح خطاهای ادراکی تحت تاثیر باورهای ذهنی تعصبگرایانه فرد که در نتیجه وجود انتظارات منفی شکلگرفته است میتواند مطلوبیت قضاوتهای حرفهای حسابرسان در چارچوبهای آیینرفتارِحرفهای و استانداردهای مدون تحت تاثیر قرار دهد و باعث گردد تا قضاوتهای حرفهای از مسیر اصلی خود منحرف گردند.