رابطه دلبستگی مادر-کودک با مشکلات خوردن: نقش واسطه ای خودنظم جویی کودک در خوردن و مراقبت تغذیه ای والدین
نویسندگان
1 استادیار گروه روانشناسی دانشگاه اردکان
2 استادیار گروه روانشناسی دانشگاه اردکان
3 کارشناس ارشد روانشناسی عمومی دانشگاه اردکان
doi
چکیده
هدف این پژوهش تعیین نقش واسطهای خودنظمجویی کودک در خوردن و مراقبت تغذیهای والدین در رابطه بین دلبستگی مادرـ کودک با مشکلات خوردن بود. 248 نفر از مادران کودکان 2 تا 4 سال شهر شهرکرد با روش نمونهبرداری دردسترس انتخاب شدند و مقیاس دلبستگی پس از تولد (کاندون و کورکیندال، 1998)، مقیاس مشکلات خوردن کودک (لوینسون، 2005)، پرسشنامه خودنظمجویی در خوردن (شری و دیگران، 2004) و پرسشنامه ساختار و شیوههای تغذیه (جانسن، ویلیامز، مالان، نیکولسون و دنیلز، 2014) را تکمیل کردند. این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی با رویآورد مدلیابی معادلات ساختاری بود. یافتهها نشان داد مراقبت تغذیهای والدین در رابطه بین دلبستگی مادرـ کودک و مشکلات خوردن نقش واسطهای دارد. تأثیر دلبستگی مادرـ کودک از طریق مراقبت تغذیهای والدین بر کاهش مشکلات خوردن کودک برابر 26/0 بود. همچنین دلبستگی مادرـ کودک با خودنظمجویی در خوردن، رابطه مثبت معناداری داشت اما نقش واسطهای خودنظمجویی در خوردن در رابطه بین دلبستگی مادرـ کودک و مشکلات خوردن تأیید نشد. با توجه به نتایج پژوهش پیشنهاد میشود متخصصان قلمرو تربیت، به اهمیت و ضرورت ارتباط مادر و کودک بهعنوان عامل تعیینکننده در سلامت روانی و پیشگیری از بروز مشکلات رفتاری و تغدیهای کودکان، توجه ویژهای داشته باشند. واژههای کلیدی:خودنظمجویی در خوردن، دلبستگی مادرـ کودک، مشکلات غذاخوردن، مراقبت تغذیهای والدین