نقش هوش فرهنگی و هوش سازمانی در گرایش به تحول و توسعه سازمانی
نویسندگان
1 عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد داراب، داراب، ایران
doi
10.30495/jisds.2023.73395.11891چکیده
هدف: بررسی تأثیر هوش فرهنگی و هوش سازمانی در گرایش به تحول و توسعه سازمانی روش و ابزار: تحقیق حاضر به روش توصیفی - علی بوده است. جامعه آماری شامل مدیران و کارکنان شرکت رنگ آریا پارس بوده که به روش تصادفی ساده 150 نفر به عنوان نمونه انتخاب گردیده اند. جمع آوری داده ها مربوط به هوش سازمانی، هوش فرهنگی و گرایش به تحول براساس پرسشنامه مقیمی و رمضان (1392) بوده است. روایی آن توسط اساتید و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ (0.977) مورد تأئید قرار گرفته است. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون مدل یابی معادلات ساختاری و به وسیله نرم افزارهای SPSS25 و Lisrel8.80 بوده است. یافته ها: ابعادومولفه های هوش فرهنگی و هوش سازمانی درگرایش به تحول سازمان اثر مثبت دارد. نتایج: نتایج نشان می دهد در بین مولفه های هوش فرهنگی، مهم ترین مولفه هوش فرهنگی شناختی و کم اهمیت ترین هوش فرهنگی رفتاری بوده و در بین مولفه های هوش سازمانی، مهم ترین مولفه، فشار عملکرد و کم اهمیت ترین همراستایی و همخوانی بوده است.