جامعهپذیریسیاسی نارس و بیگانهگیسیاسی زودرس ( تبیین جامعهشناختی نقش جامعهپذیریسیاسی بر بیگانهگیسیاسی دانشجویان دانشگاههای کرج)
نویسندگان
1 دانشجوی مقطع دکتری رشته جامعه شناسی سیاسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی،تهران، ایران
2 دانشیار رشته جامعه شناسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
3 استادیار رشته جامعه شناسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
چکیده
نوشتار حاضر، بخشی از نتایج یک پژوهش بر محور مساله کلیدی و پراهمیت روز؛ بیگانگی سیاسی دانشجویان در قلم رو دانشی جامعه شناسی است. پژوهش مزبور باعنوان بررسی جامعه شناختی عوامل موثر بر نوع و میزان بیگانگی سیاسی دانشجویان دانشگاههای البرز/ کرج با انتخاب 400 نمونه از حدود 56 هزار دانشجو، با روش پژوهش آمیخته متوالی به سامان آمده است. دراین نوشتار فقط بخشی از یافتههای کمی/ پیمایشی آن پژوهش در پیرامون سازههای کلیدی سطوح و میزان جامعهپذیری سیاسی و بیگانگی سیاسی تدوین و گزارش شده است که باپرسش نامه پژوهش گرساخته با روایی حاصل از شیوه خبرهگی و پایایی حاصل از آزمون آلفای کرونباخ با 88% درصد، انجام شده است. یافتههای پژوهش نشان میدهد؛ فرآیند جامعهپذیری سیاسی دانشجویان در سطوح؛ عالی، متوسط و ضعیف، بسیار ناقص و نارس بوده و نتیجه آن نیز، شدّت بالای بیگانگی سیاسی دانشجویان (82/3) به ویژه در مرتبه بیمعنایی (92/3) است. آزمونهای آماری F و T و هم چنین هم بستگیهای رگرسیونی نشان گر رابطه معنادر سطوح جامعه پذیری سیاسی با بیگانگی سیاسی، نوع و میزان استفاده از نظام رسانهای و عدم رابطه معناداری با متغیرهای زمینهای/ تسهیل گر دانشجویان است.