بررسی سِیرِ آراء و عقایدِ اهل تصوف دربارۀ نظریۀ «بدایه الاولیاء، نهایه الانبیاء»
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهرکرد
doi
چکیده
بنیادیترین اصل و مهمترین مسأله در تصوف و عرفان اسلامی، موضوعِ ولایت و شناختِ ولی است. اکثرِ قریب به اتفاقِ موضوعاتی که در عرفانِ اسلامی مجالِ طرح و بررسی یافتهاند، برحولِ محورِ ولایت شکل گرفته و تکامل پیدا کردهاند. از زمانی که تصوف از مرحلۀ زهد وارد مراحلِ پیچیدهترخود شد، بحث دربارۀ ولی و مقامِ ولایت هم روی در رشد و کمال نهاد. در طول تاریخِ عرفان و تصوف اسلامی، مباحثی گوناگون و حاشیههای متعدد درباره موضوع ولایت و شخصیّتِ ولی شکل گرفته است. این مباحث در برخی موارد بسیار جنجال برانگیز شده و برای چندین قرن ذهنِ صاحبان اندیشه را به خود مشغول ساخته بودند. یکی از این مسائل مورد نزاع، نظریۀ بدایة الاولیاء، نهایة الانبیاء است. این نظریه، بیانکنندۀ برتری مقامِ ولایت بر مقامِ نبوّت است؛ و به ظاهر، در مقابلِ نظریۀ نهایة الاولیاء، بدایة الانبیاء که بیان کننده برتری مقامِ نبوت بر مقامِ ولایت است، قرار دارد. در این مقاله، ضمن نشان دادنِ سیرِ تاریخی و فرایندِ شکلگیری این نظریه، به بررسی عقاید و آرایِ دو گروه درگیر در این نزاع فکری نیز توجه شده است. از دیگر مواردِ مورد نظر در این مقاله، تبیینِ چگونگی برقراری پیوند میان طرفداران هر دو گروه و توضیح درخصوصِ استدلالهای مطرح شده برای پایان بخشیدن به این نزاع عقیدتی است