موانع و محدودیت های توسعه مدارس دخترانه در ایران عصر مشروطه
نویسندگان
1 عضو هیأت علمی گروه تاریخ، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
چکیده
جامعه سنتی و استبداد زده ایرانی تا پیش از مشروطیت آن گونه حس نکرده بود که تأسیس و توسعه نهادهای آموزشی تا چه اندازه میتواند به استقرار جامعه مدنی یاری رساند. پس از انقلاب مشروطه نیز تقابل با راه اندازی و توسعه نهادهای آموزشی و در رأس آن، مدارس دخترانه تداوم یافت. طبیعتا هر تغییر یا تحول اجتماعی با موانع و محدودیت هایی مواجه خواهد شد که تأسیس و توسعه مدارس دخترانه نیز از این قاعده مستثنی نبوده است. در این مقاله سعی شده است به واکاوی موانع و محدودیت های پیش روی توسعه مدارس دخترانه در ایران عصر مشروطه پرداخته شود. فرضیه تحقیق حاضر این است که بخشی از بدنه ساختارهای اجتماعی و نهادهایی سنتی به خاطر نگرانی از تحدید قدرت مادی و معنوی خود و ترس از فروپاشی نظم اجتماعی موجود، تعصبات فرهنگ عرفی را با رنگ و لعاب مذهبی درآمیختند تا به این بهانه نافذ بتوانند از توسعه مدارس دختران در ایران جلوگیری کنند، اگرچه ناآگاهی عمومی، ضعف بودجه مدارس دخترانه و نابسامانی نظام اداری و علمی وزارت معارف نیز در تکمیل این ناکامی مؤثر افتاد. در انجام این تحقیق از روش تحقیق تاریخی با رویکرد کیفی استفاده شده است که سعی دارد با رعایت امانت و حفظ اصول علمی و نیز با نگاهی عینی به وقایع و حوادث مستند تاریخی که در اسناد و منابع تاریخی آمده است، به تبیین و استدلال تاریخی موضوع بپردازد.