تحلیل نقش واسطهای خودشیفتگی حسابرس بر رابطه بین استراتژیهای مذاکره با صاحبکار و کیفیت حسابرسی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری حسابداری، گروه حسابداری، واحد تنکابن، دانشگاه آزاد اسلامی، تنکابن، ایران
2 استادیار حسابداری، گروه حسابداری، واحد تنکابن، دانشگاه آزاداسلامی،تنکابن، ایران
3 دانشیارحسابداری، گروه حسابداری، واحد چالوس، دانشگاه آزاد اسلامی، چالوس،ایران(نویسنده مسئول)
doi
10.30495/jma.2023.22621چکیده
کیفیت مطلوب حسابرسی نقش بااهمیتی را در حاکمیت شرکتی ایفا میکند و اطمینان بخشی مستقلی را برای سرمایهگذاران و دیگر سهامداران به ارمغان میآورد. ازآنجاکه حسابرس بهعنوان محافظ داراییهای شرکت و حقوق سهامداران شناخته میشود، باید عملکرد آن معتبر و قابلاعتماد باشد. از طرفی تمایلات خودشیفته در بین حسابرسان شایع و این یافتهها نگرانکننده است زیرا خودشیفتگی با رفتارهای نامطلوب مختلفی ازجمله ریسکپذیری بیشازحد همراه است. خودشیفتگی حسابرس ممکن است در روند مذاکرات مشکلاتی را ایجاد کند و باعث تأخیر حسابرسی شده و بر اثربخشی خدمات حسابرسی تأثیر منفی بگذارد. هدف بررسی رابطه بین استراتژیهای مذاکره و کیفیت حسابرسی با توجه به نقش واسطهای خودشیفتگی حسابرس می باشد. نمونه آماری مورد مطالعه در این پژوهش شامل 209 نفر از حسابرسان شهر اصفهان میباشند که با استفاده از پرسشنامههای: کیفیت حسابرسی،. استراتژیهای بهینه مذاکره وشخصیت خودشیفته آمز .و روش مدلسازی معادلات ساختاری، نرمافزار PLS مورد آزمون قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشان داد، که استراتژی مجادله، به طور غیرمستقیم از طریق متغیر واسطهای خودشیفتگی تاثیر مثبت و استراتژیهای: سازش، واگذاری و بسط برنامهکاری به طور غیرمستقیم تاثیر منفی بر کیفیت حسابرسی دارند. اما بین استراتژی حل مسئله به طور غیرمستقیم از طریق متغیر واسطهای خود شیفتگی با کیفیت حسابرسی رابطه معناداری یافت نشد. همچنین بین خودشیفتگی حسابرس و کیفیت حسابرسی رابطه مثبت و مستقیم وجود داشت. با توجه به نتایج آزمون فرضیهها پیشنهاد میگردد آزمونهای شخصیتی برای انتخاب، حسابرسان، مدیران عامل و مدیران مالی برقرار گردد. تا مدیرانی که انتخاب میشوند به دور از اختلالهای شخصیتی تأثیری بر کیفیت گزارشگری مالی نذاشته باشند.