ارزیابی اثر راهبردهای استعدادیابی حسابرسان مالیاتی بر پسایندهای پایداری مالیات سبز: رویکرد منطق فازی شهودی آتاناسوف
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه مدیریت دولتی، واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 استادیار، گروه مدیریت دولتی، واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران(نویسنده مسئول)
3 استاد تمام، گروه مدیریت، دانشگاه جامع علوم انتظامی، تهران، ایران
doi
10.30495/jma.2023.23159چکیده
یکی از جنبههای مهم در پایداری مالیاتی که کمتر در مطالعههای گذشته مورد توجه قرار گرفته است، راهبردهای استعدادیابی حسابرسان مالیاتی است که در این مطالعه براساس رویکرد منطق فازی شهودی آتاناسوف تلاش شده است تا با غربالگری راهبردهای استعدادیابی حسابرسان مالیاتی نسبت به شناسایی اثربخش ترین پسایند پایداری مالیات سبز اقدام شود. این مطالعه از نظر روش شناسی توسعهای است و از نظر نوع جمعآوری دادههای پژوهش ترکیبی است. در این پژوهش در بخش کیفی براساس فرآیندهای تحلیل فراترکیب تلاش شد تا ابتدا پژوهشهای مرتبط با دو مفهوم راهبردهای استعدادیابی حسابرسان مالیاتی و پسایندهای پایداری مالیات سبز مشخص شوند و سپس مولفهها و مضامین پژوهش براساس مقیاس ارزیابی انتقادی تعیین گردند. همچنین در ادامه بخش کیفی از تحلیل دلفی برای تعیین حد اجماع نظری استفاده شد. در بخش کمی نیز باهدف تعیین تأثیرپذیرترین راهبرد استعدادیابی حسابرسان مالیاتی در مطلوب ترین پسایند پایداری مالیات سبزاز ارزیابی فازی شهودی براساس منطق آتاناسوف بهره برده شد. در این پژوهش ۱2 نفر از خبرگان پژوهش حوزه ی حسابرسی مالیاتی در سطح دانشگاهی در بخش کیفی مشارکت نمودند و ۲۵ نفر از حسابرسان مالیاتی در بخش کمی اقدام به پُرنمودن پرسشنامههای ماتریسی نمودند. نتایج در بخش کیفی از وجودِ ۵ مضمون به عنوان راهبردهای استعدادیابی حسابرسان مالیاتی و 4 مولفه به عنوان پسایندهای پایداری مالیات سبز حکایت دارد. نتایج در بخش کمی نیز براساس فرآیند تحلیل ویکور فازی نشان داد، مهمترین پارامتر مضامین پژوهش (راهبردهای استعدادیابی حسابرسان مالیاتی)، کارکرد بلوغ حرفه ای میباشد. همچنین مشخص شد، مطلوب ترین پسایند پایداری مالیاتی سبز براساس تأثیر از مضمون بلوغ حرفه ای، کاهش آلایندگی های زیست محیطی می باشد. نتیجه ی کسب شده گویایی این موضوع است که شرکت ها براساس ارتقاء کارکردهای مبتنی بر بلوغ حرفه ای حسابرسان مالیاتی می توانند در یابند که با تقویت فرآیندهای عملیاتی خود مبنی بر ارتقاء سطح تکنولوژی و بازیافت ضایعات، می بایست نسبت به کاهش آلایندگی های زیست محیطی مسئولانه اقدام نمایند و این فرآیند به تدریج می تواند به بخشی از هنجارهای اجتماعی شرکت ها در برابر ذینفعان بدل گردد.