نقش اسطوره و جنسیت (نقش زن) در سینمای بهرام بیضایی
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بیرجند
2 دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بیرجند
doi
چکیده
ساختار و کارکرد اسطوره در آثار بهرام بیضایی گاه دگرگونیهایی مییابد. نمونه آن، تغییر کلیشه قهرمان در برخی فیلمهای او است. اسطوره قهرمان و سفر او، همواره مورد توجه اسطورهشناسان بوده است؛ براساس دیدگاه و الگوی جوزف کمبل، قهرمان مرد مراحل دهگانهای را در سفر رو به کمال خود طی میکند. اما، بیضایی با تنزل قهرمانان مرد و توجه به نقشآفرینی قهرمانان زن، به تغییر کارکردهای سنتی این اسطوره متناسب با اوضاع زمانه دست زده است. رعنا در فیلم غریبه و مه، زن آسیابان در مرگ یزدگرد، تارا در چریکه تارا، خانم بزرگ و ماهرخ در مسافران و گلرخ در سگکشی، ضمن سفر پیش رویشان، با دانایی، آزمون و نجاتبخشی به قهرمان اسطورهای بدل شدهاند. این امر به پررنگ شدن نقش اسطوره و جنسیت در سینمای او انجامیده است.