تحلیل جامعه شناختی موانع توسعه کارآفرینی در شهرک صنعتی بزرگ شیراز بر اساس الگوی تحلیل اجتماعی چهار سطحی الیور ویلیامسون
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری رشته جامعه شناسی، دانشکده علوم انسانی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 استادیار، گروه جامعه شناسی، دانشکده علوم اجتماعی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
3 استاد، گروه جامعه شناسی، دانشکده علوم انسانی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
چکیده
در پژوهشی که با عنوان (تحلیل جامعه شناختی موانع توسعه کارآفرینی در شهرکهای صنعتی ایران) صورت گرفته است، مسئله اصلی با دقت خاصی از منظر زمانی و مکانی تبیین شده است زیرا با تمرکز بر دوره اجرای برنامههای پنجم و ششم توسعه (۱۳۹۰ تا ۱۴۰۲) و موقعیت شهرک صنعتی بزرگ شیراز انجام گرفته است. مرور نظاممند پیشینههای تجربی نشان داد که پیوند تنگاتنگی میان توسعه اقتصادی و توسعه کارآفرینی برقرار است و به واقع، توسعه اقتصادی در بستر توسعه کارآفرینی تحقق مییابد. لذا نخستین گام برای رسیدن به هدف تحلیل جامعهشناختی در این پژوهش، شناسایی و احصای موانع توسعه کارآفرینی بود که با رویکرد کیفی و با استفاده از الگوی پارادایمی نظریه دادهبنیاد انجام شد. جمعیت تحقیق متشکل از کارآفرینان، مدیران شهرک و نمایندگان نهادهای واسط (اتاق بازرگانی، اتحادیهها) تعیین گردید تا بتوان تمام ابعاد هنجاری، فرهنگی و نهادی مؤثر بر شکلگیری و تداوم فعالیتهای کارآفرینانه در این محیط صنعتی را واکاوی ساختاری کرد. گردآوری دادهها تا حد اشباع نظری انجام شد و تحلیل آن مبتنی بر الگوی چهارسطحی ویلیامسون، این امکان را فراهم آورد که موانع توسعه کارآفرینی در شهرک صنعتی بزرگ شیراز در چهار سطح فرهنگی، نهادی، سازمانی و اجرایی تبیین گردد؛ یافتهها نشان داد تحقق توسعه کارآفرینی در شهرک صنعتی بزرگ شیراز مستلزم اتخاذ سیاستهای کلان، اصلاحات در زیرساختهای قانونی و اجرایی، تقویت فرهنگ کارآفرینی و گسترش نهادهای تخصصی و همکاریهای شبکهای است و تأکید پژوهش آن است که فقط از رهگذر نگرش چهارسطحی و جامع میتوان بستری پایدار و پویا برای شکوفایی و کاهش موانع توسعه کارآفرینی در این محیطها فراهم ساخت.