بررسی تمایز بازتاب سبک زندگی زنان و مردان در صفحات اینستاگرام با رویکرد توسعه محور
نویسندگان
1 گروه جامعه شناسی، واحد آشتیان، دانشگاه آزاد اسلامي، آشتیان، ايران
2 گروه جامعه شناسی، واحد آشتیان، دانشگاه آزاد اسلامي، آشتیان، ايران
3 گروه جامعه شناسی، واحد آشتیان، دانشگاه آزاد اسلامي، آشتیان، ايران
doi
چکیده
پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل تفاوتهای جنسیتی در بازتاب سبک زندگی کاربران ایرانی اینستاگرام انجام شده است. در این مطالعه تلاش شده تا با رویکردی توسعهمحور، ابعاد فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی سبک زندگی دیجیتال در میان زنان و مردان مقایسه گردد. مبانی نظری پژوهش تلفیقی از دیدگاههای بوردیو (سرمایه فرهنگی و منش)، گیدنز (بازتابی بودن هویت)، سیلورستون (اهلیسازی فناوری) و نظریه استفاده و رضامندی است. بر اساس این چارچوب، سبک زندگی کاربران حاصل تعامل میان ساختارهای فرهنگی و فناوری از یکسو، و کنشهای انتخابی و مصرفی آنان از سوی دیگر در بستر فضای مجازی است. روش تحقیق از نوع کمی، مقایسهای و با رویکرد تحلیل محتوای کمی است. جامعه آماری شامل کلیه صفحات عمومی کاربران ایرانی اینستاگرام بود و با روش نمونهگیری هدفمند – طبقهای، ۲۰۰ صفحه (۱۰۰ زن و ۱۰۰ مرد) انتخاب شد. از هر صفحه، ۱۰ پست اخیر در بازه زمانی یکساله گردآوری و بر اساس چکلیست کدگذاری تحلیل گردید. پایایی ابزار با ضریب هولستی 0.82 تأیید شد. یافتهها نشان داد میان زنان و مردان در شاخصهای گوناگون سبک زندگی تفاوتهای معناداری وجود دارد. آزمون χ² نشان داد که زنان بیشتر به بازنمایی سبکهای آرایشی، پوشش متنوع، زیباییشناسی مدرن و مصرفگرایی فرهنگی گرایش دارند، در حالی که مردان عمدتاً سبک زندگی حرفهایتر، عملکردگرا و مبتنی بر مهارت و تکنولوژی را نمایش میدهند. همچنین، نوع تعامل کاربران (لایک و کامنت) در صفحات زنان بیشتر جنبه عاطفی و در صفحات مردان بیشتر جنبه اطلاعاتی و حرفهای دارد. نتایج نشان میدهد که فضای مجازی نه تنها بازتابدهنده، بلکه بازتولیدکننده تمایزات جنسیتی در سبک زندگی است. این بازتولید از طریق منش دیجیتال، سرمایه فرهنگی و کنشهای مصرفی رخ میدهد. در سطح توسعهای، یافتهها بیانگر آن است که سبک زندگی مجازی زنان بیشتر به مصرف نمادین و زیباییشناختی گرایش دارد و سبک زندگی مردان بیشتر در جهت کارکردگرایی، تخصصگرایی و تعامل حرفهای حرکت میکند. این نتایج میتواند به سیاستگذاران فرهنگی و رسانهای در جهت ارتقای سواد رسانهای، عدالت جنسیتی در بازنمایی فرهنگی و طراحی برنامههای توسعه فرهنگی در فضای مجازی یاری رساند.