بررسی تطبیقی ضمان عقد صلح در اصطلاح فقهای امامیه و اصطلاح فقهای اهل سنت

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری فقه شافعی، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

2 دانشیار گروه فقه و اصول، دانشگاه تهران، ایران

3 استادیار گروه فقه و مبانی حقوق، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

doi
چکیده

عقد صلح در میان عقود شناخته شده دارای ویژگی های منحصر به فردی است که به این عقد،جایگاه مهم و واالیی را بخشیده است. واژه صلح در اصطالح فقها برگرفته از آیات و روایاتی می باشد که مشروعیت و حدود آن را احراز می نماید؛به این گونه که عقد صلحنزدفقهای امامیه و فقهای اهل سنت مشروعیت دارد،مگر اینکه حاللی را حرام یا حرامی را حالل کند. در گذشته معموال از عقد صلح برای پایان دادنبه نزاع و خصومت استفاده می شده است،لیکن مفهوم وسیع این عقد اختصاص به صلح دعوی نداشته و به مرور زمان به عنوان صلح ابتدایی از آن استفاده های گوناگونی شده است بعالوه این معنا از آیات قرآن کریمو اطالق احادیثاستنباط می شود. در مقابل فقهای اهل سنت بر این نظرند که صلح عقدی است برای رفع منازعه که با رضایت طرفین محقق می شود. در مقاله پیش رو که با روش تحلیلی توصیفی درصدد بررسی تطبیقی ماهیت صلح از دیدگاه فقهایامامیه و فقهایاهل سنت است،با توجه به اختالف نظر در برخی مسائل عقد صلح،بررسی ماهیت و فروعات آن در فقه امامیه و فقه اهل سنت،از اهمیت ویژه ای برخوردار است و تحقق مورد نظر درتالش است تا با تتبع در اقوال فقهای امامیه و فقهای اهل سنت،ماهیت و استقالل یا تبعی بودن عقد صلح و فروعات آن را موردبحث و بررسی قرار دهد.