عقل و عشق در گاهان
نویسندگان
1 استاد فرهنگ و ادبیات ایـران دانشـگاه تربیـت مـدرس
2 اسـتادیار پژوهش هنر دانشگاه تربیت مدرس
3 دانشجوی دکتری پژوهش هنر دانشگاه تربیت مدرس
doi
چکیده
با وجود پژوهشهای گوناگون صورتگرفته در حیطة فرهنگ ایران باستان، تا کنون ارتباط میان عقل و عشق و نسبت میان معرفتهای ناشی از این دو،یعنی معرفت حصولییا عقلی و معرفت حضورییا شهودی در ایران پیش از اسلام کمتر مورد توجه قرار گرفته است. درحالیکه این موضوع در فلسفه،عرفان و ادبیات و بهطورکلی، فرهنگ ایران دوران اسلامیبسیار مهم و مورد توجه بوده و میان آنها در متون گوناگون جلوههای مختلفییافتهاست. این مقاله سعی دارد با کنکاش در گاهان، کهنترین بخش اوستا، چگونگی ارتباط میان عقل و عشق را در پایههای فکری ایرانیان باستان بررسیکند و با نگاهی ساختارگرایانه به ارتباط میان متون گوناگون، بنمایه این ارتباط را در این متن، ریگودا و اندیشههای سهروردی جستوجو نماید. این مقاله آشکار میسازد که بهرغم نقش مرکزی خرد در گاهان و کل اوستا، عشق بدون هیچ تزاحمی در کنار آن حضوری محسوس دارد و رابطة مکمل میان آن دو برقرار است.