رویکردی انتقادی به انگاره‌های کهن‌الگویی زنان در آثار غزاله علیزاده

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه ولیعصر (عج) رفسنجان–

2 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران

doi
چکیده

ویژگی‌های مشترک زیادی تعدادی از شخصیت‌های زن در داستان‌های غزاله علیزاده را شاخص و قابل توجه کرده و از آنها انگاره‌هایی اسطوره‌اییا شبه‌اسطوره‌ای ساخته است؛ ویژگی‌های مثبت و منفی شیطانیا فرشته بودن، کودک یا پیر بودن همزمان، برخورداری از قدرت جادوی زنانه، فرزانگی روحانی، مظهر الهام و ارضای معنوی بودن و دیگر ویژگی‌هایی که برای انگاره‌‌های کهن‌الگویی ذکر شده است. از آنجا که بین نقد اسطوره‌ای و شیوۀ روان‌شناختی ارتباط کاملاً نزدیکی وجود داردو کهن‌الگوها همچون غرایز، بر رفتار انسان تأثیرمی‌گذارند و به شکل‌گیری شخصیت کمک می‌کنند و هر دوی اینها با انگیزه‌های زیربنایی رفتار انسان سر و کار دارند، در این مقاله با رویکردی انتقادی به تحلیل ویژگی‌های شخصیت‌هایزن در آثار علیزادهپرداخته شده است.این پژوهش نشان می‌دهد که خلق تصاویریکسویه، رمزآلودگی و ناشناختگی، و نابهنجاری در پیوند بین واقعیت و رؤیا در خلق چهره‌ زنان از جمله پیامدهای توجه نویسنده به نشانه‌های اسطوره‌ای است.