قانون اساسی ارگانیک در اندیشه هگل
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای حقوق عمومی، دانشکده حقوق، دانشگاه قم، قم، ایران
2 دانشیار گروه حقوق عمومی، دانشکده حقوق، دانشگاه قم، قم، ایران
doi
10.22059/jplsq.2023.351921.3228چکیده
گئورگ ویلهلم فریدریش هگل، فیلسوف آلمانی، اندکی پس از پیروزی انقلاب فرانسه و تصویب یک قانون اساسی مدرن و مکتوب و تحقق اندیشۀ اساسی دورۀ روشنگری، با دیدن نتایج نامطلوب این انقلاب و وقایع پس از آن، به بازاندیشی انتقادی در اندیشۀ مشروطیت و قانون اساسی پرداخت. در نظر هگل تنها از طریق یک قانون اساسی به لحاظ عقلی و نظری مطلوب و ایدهآل و با نگاه صرف حقوقی نمیتوان یک جامعه را تغییر داد و به اهداف مورد نظر آن قانون رهنمون شد. او برای تصحیح این نگاه پوزیتویستی و شکلگرایانه از قانون اساسی، در ذیل مفهوم حیات اخلاقیاتی در نظام فلسفی خود، به قانون اساسی در مفهومی گستردهتر (که در این نوشتار قانون اساسی ارگانیک نامیده میشود) تأکید میکند که نوشتار پیش رو به دنبال فهم چیستی این قانون اساسی و نتایج آن در برخی مفاهیم و نحوۀ مطالعات حقوق اساسی است. قانون اساسی ارگانیک کلیۀ نهادها، فرآیندها و ارزشهای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی جامعه را در برمیگیرد. قانون اساسی مکتوب باید با این نظام اخلاقیاتی و قانون اساسی ارگانیک، هماهنگ باشد و متناسب با تغییر و تکامل روح ملت که همان نظام اخلاقیاتی است، اصلاح شود. در نتیجه مطالعات حقوق اساسی نیز باید گستره فراتری از صرف مطالعۀ حقوقی متن قانون اساسی را دربرگیرد.