نقد کهن‌الگویی منظومه بانوگشسب‌نامه

نویسندگان

1 دانش‌آموخته دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن

2 دانش‌آموخته دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن - استاد گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن

doi
چکیده

یکی از رویکردهای مهم نقد آثار ادبی، نقد کهن‌الگویی است که ریشه در نقد روان‌شناسی ژرفانگر دارد. این رویکرد که بر پایه اندیشه‌های کارل گوستاو یونگ شکل گرفته است، به بررسی انواع کهن‌الگوها در ضمیر ناخودآگاه بشر اختصاص دارد. به اعتقاد یونگ، علت تکرار مضمون‌های اسطوره‌ای را باید در نوعی تجربه همگانی جست‌وجو کرد که در همه نسل‌ها تکرار شده است. منظومه بانوگشسب‌نامه سرشار از کهن‌الگوهای مختلف است. بانوگشسب الگوی صورت مادر مثالی است که برای رسیدن به فردیّت، مراحل و موانع بسیاری را پشت سر می‌گذارد. وی به نبرد با سایه‌های درون خود در قالب نخچیر کردن و مبارزه با خواستگاران انیرانی می‌پردازد‌ تا به خودیابی و یکپارچگی شخصیّت دست یابد. هدف نگارندگان این پژوهش تحلیل شخصیّت بانوگشسب براساس آرای یونگ و بررسی کهن‌الگوهایی چون فرآیند فردیّت یافتن، سایه و ماندالا در آن است.