نقش واسطهای راهبردهای مقابلۀ شناختی در رابطۀ سرسختی روانی و بهزیستی روانشناختی در نوجوانان تیزهوش
نویسندگان
1 دانشیار گروه روانشناسی، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران
2 گروه روانشاسی کاربردی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه شهید بهشتی
3 شهید بهشتی
doi
چکیده
این پژوهش با هدف آزمون نقش واسطهای راهبردهای مقابلۀ شناختی در رابطۀ بین سرسختی روانی و بهزیستی روانشناختی در دانشآموزان تیزهوش دختر و پسر انجام شد. در این پژوهش همبستگی، 400 دانشآموز تیزهوش (200 دختر و 200 پسر) که با روش نمونهبرداری در دسترس انتخاب شدند به سیاهۀ سخترویی اهواز (کیامرثی، نجاریان و مهرابیزاده هنرمند، 1998)، نسخۀ کوتاه پرسشنامۀ نظمجویی شناختی هیجان (گارنفسگی، کرایج و اسپینهاون، 1982) و مقیاسهای بهزیستی روانشناختی (ریف، 1989) پاسخ دادند. به منظور آزمون روابط ساختاری در مدل مفروض در دو جنس، از روش آماري مدل¬يابي معادلۀ ساختاري چندگروهی استفاده شد. نتايج نشان داد که در کل نمونه و در نمونۀ دانشآموزان تیزهوش دختر و پسر، مدل مفروض واسطهمندي نسبی راهبردهای مقابلۀ شناختی در رابطۀ بین سرسختی روانی و بهزیستی روانشناختی با داده¬ها برازش مطلوبي داشت. علاوه بر این، نتایج تخصیص گروهی روابط ساختاری بین متغیرهای چندگانه نشان داد روابط بین سرسختی روانی، راهبردهای مقابلۀ شناختی و بهزیستی روانشناختی در دو گروه دانشآموزان تیزهوش دختر و پسر، همارز بود. در نهایت، نتايج نشان داد که در مدلهای مفروض چندگانه، تمامي وزن¬هاي رگرسيوني از لحاظ آماري معنادار بود و در این مدلها بین 58 تا 60 درصد از پراکندگي نمرات بهزیستی روانشناختی از طریق متغیرهای مکنون سرسختی روانی و راهبردهای مقابله شناختی تبيين شد. نتایج این پژوهش همسو با دغدغهمندی نظریۀ فرایندی مقابله با تأکید بر واسطهمندی راهبردهای سازشیافته و سازشنایافته مقابلۀ شناختی نشان میدهد که شیوۀ ارجح رویارویی یادگیرندگان تیزهوش با چالشهای پیرامونی در بستر نقشآفرینی دیگر عناصر پیشایندی و پسایندی، معنا مییابد.