تأثیرپذیری افلاطون از آموزه‌های اورفئوسی و فیثاغوری در اسطوره ارابه‌ بالدار

نویسندگان

1 دکترای فلسفه دانشگاه خاتم

doi
10.30465/os.2024.48666.1977
چکیده

روش پژوهش حاضر توصیفی-تحلیلی است. افلاطون در دیالوگ فایدروس تلاش می‌کند تا با درهم‌آمیختنِ فلسفه و اسطوره درکِ رویکرد خود در باب روح، و تلاش آن برای دستیابی به صور، معرفت و عشق را برای مخاطب خود هموار سازد. با توجه به اسطوره ارابه بالدار در فایدروس و مقایسه جزئیات آن با تفکر اورفئوسی و فیثاغوری پاسخ به این پرسش‌ها اهمیت دارد که تا چه حد افلاطون در بیان برخی از عناصر چون دوگانگی وجود انسان، هبوط و تناسخ در قالب‌های مختلف، و نیز علت فراموشی و چگونگی یادآوری صور تحت تأثیر آموزه‌های این سنن بوده است؟ چگونه روح جایگاه الهی خود را از دست می‌دهد و گرفتار چرخه تناسخ می‌شود؟ چه تشابه و تفاوتی میان روح انسانی و الهی وجود دارد؟ و نقش حافظه و یادآوری صور در رهایی روح چیست؟ از‌این‌رو، در ضمن توضیح اسطوره ارابه بالدار، به هدف افلاطون از بیان آن و وجه تشابه و تفاوت عناصر معرفت‌شناختی و فرجام‌شناختی اسطوره مزبور با آموزه‌های اورفئوسی و فیثاغوری پرداخته می‌شود.