بررسی و تحلیل داستان دژ هوشربا براساس نظریات یونگ
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری پژوهش هنر دانشگاه الزهرا(س)
doi
چکیده
داستان دژ هوشربا یا قلعه ذاتالصور آخرین حکایت بلند و ناتمام مثنوی معنوی است. موضوع این داستان تلاش سه شاهزاده جوان برای وصال با شاهزادهخانم چینی است. در این مقاله برآنیم تا با روش توصیفی- تحلیلی و کتابخانه ای، برخی نمادهای کهنالگویی در این داستان را براساس اندیشه های کارل گوستاو یونگ درباره کهن الگو تفسیر کنیم. این پژوهش نشان می دهد که امر مقدس وصال در این داستان تعبیری عرفانی از خویشتنیابی برای نائل آمدن به جایگاه رفیع انسان کامل است. ﻣﻌﺸﻮق ﯾﺎ زن در این داستان ﺗﺼﻮﯾﺮی از آنیما یا ﮐﻬﻦالگوی ﻣﺎدﯾﻨﻪ روان اﺳـﺖ ﮐـﻪ ﺑـﻪ ﮔﻮﻧـﻪای رؤﯾﺎﯾﯽ ظاهر میشود تا در مراحل دشوار سفر، قهرمان وجوه تاریک خویشتن را بشناسد و جسم و جان را از هرگونه تعلقات مادی و خودخواهی تطهیر نماید؛ به عبارت دیگر، شاهزاده خانم چینی جنبه ناهشیار شخصیت شاعر و سه شاهزاده جوان است که در قالب زنی باوقار و نجیب ظاهر میشود تا آنها را برای یکی شدن با حقیقت ازلی و ابدی راهبری کند.