مقایسۀ مکانیزمهای دفاعی در افراد با اختلال اضطراب فراگیر و افراد با اختلال افسردگی اساسی
نویسندگان
1 استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج
2 گروه روانشناسی، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی، کرج، ایران
3
doi
چکیده
هدف این پژوهش مقایسۀ سه دسته سبک دفاعیِ رشدیافته، نوروتیک و رشدنایافته در افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر و اختلال افسردگی اساسی بود. طرح پژوهش علی–مقایسهای بود. نمونه شامل ۱۲۴ نفر (۶۵ نفر با اضطراب فراگیر و ۵۹ نفر با افسردگی اساسی) بود که بهصورت دردسترس از مراجعان مرکز مشاوره رازی استان البرز در زمستان ۱۴۰۱ انتخاب شدند. تشخیصها بر اساس مصاحبۀ بالینی ساختاریافته و معیارهای راهنمای تشخیصی و آماری اختلالهای روانی (DSM-5) انجام و گروهها از نظر سن و تحصیلات همتاسازی شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامۀ سبکهای دفاعی DSQ-40(اندروز، سینگ و باند، ۱۹۹۳) بود. دادهها با آزمون تحلیل واریانس چندمتغیری تحلیل شد. یافتهها نشان داد بین دو گروه از نظر الگوهای دفاعی تفاوت معناداری وجود دارد؛ بهطور مشخص، افراد مبتلا به افسردگی اساسی نسبت به افراد مبتلا به اضطراب فراگیر از سبکهای دفاعی نوروتیک بیشتر و از سبکهای دفاعی رشدیافته کمتر استفاده کردند. این الگو بیانگر آن است که در گروه افسردگی، اتکای بیشتر بر دفاعهای کمتر سازگار و اتکای کمتر بر دفاعهای رشدیافته مشاهده میشود. نتایج بر اهمیت ارزیابی مکانیزمهای دفاعی در تشخیص افتراقی و نیز در طراحی مداخلات رواندرمانی برای جمعیتهای افسرده و مضطرب تأکید میکند.