بررسی چگونگی و چرایی نگاه متفاوت شاعران سبک اصفهانی به عناصر اسطورهای
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه گنبدکاووس
doi
چکیده
اسطوره درتمام ادوار وسبکهای شعر فارسی، براساس نطام فکری و اندیشگی هردوره، جلوهگاهِ جهانبینی مردمان آن عصربوده است و با اشکال وکارکردهای متفاوت ی در شعروارد شده است. درقرن دهم هجری،باروی کارآمدن دولت صفوی،تحولی اساسی در جامعه ایران وبه تبع آن در تمام حوزههای فکری وهنری آن رویداد. در این دوره،سبکی درشعرفارسی شکل گرفت که باسبکهای قبل از آن دارای تمایزاتی آشکار بودوشعرفارسی چه از لحاظ صوری و چه معنایی دگرگون شد. یکی ازعناصری که بیشترین دگرگونی در آن حاصل شد،نحوه به کارگرفته شدن اسطورهها در شعر شاعران این عصر است؛که با دورههای پیشین تمایز آشکار دارد.در توضیح این امربایدگفت،که شاعران سبک هندی اسطورههایی چون خضر،آب حیات و مسیح را ـکه بیشترین بسامد را در اشعار عرفانی دارند ـ با نگاهی غیرقدسی به کار بردهاند. امری که دلیل اصلی آنرا باید توجه شاعرعصرصفوی به زمین و واقعیات این جهانی و به تعبیری زمینی شدن شعر این دوره دانست.