تطبیق جهانبینی مولانا و فلوطین
نویسندگان
1 استادیار دانشگاه شهید باهنر کرمان
doi
چکیده
جهان بینى نگر شکلّى انسان به هستى وخویش است که پاسخگوى سؤالهای اساسى وی نیز هست؛این پرسشها شامل جهان و چگونگی پدیدآمدن آن تا جایگاه موجودات و چگونگی هست شدن آنها و بهویژه نگاه به انسان و جایگاه او در هستی، تا تشریح جهان بعد از مرگ و در نهایت نگاه به پایان هستی است. فلوطین از اندیشمندان قرن دوم میلادی و از شاگردان افلاطون، با اندیشۀ خاص خود راه جدیدی در فلسفه گشود. مولانا جلال الدین بلخی، شاعر و عارف بزرگ فارسیزبان قرن هفتم هجری قمری نیز با عرفان عاشقانۀ خود نگاه خاصی به هستی داشته است. پرسش اصلی که این پژوهش در پی پاسخ به آن است، چگونگی نگاه این دو اندیشمند به هستی است. برای یافتن پاسخ با توجّه به روش تطبیقی، به تحلیل تطبیقی شاخصههای جهاننگری در آثار فلوطین و مولانا پرداختهایم و با بررسیوتجزیهوتحلیل،ارتباطهاوشباهتهایو تفاوتها بین جهانشناسی آنان مشخص گردیده است. نتیجۀ کلام آنکه هستیشناسی مولانا و فلوطین به هم نزدیک است؛ با این حال تفاوت هایی هم در این مورد دیده میشود.