یک حکایت و هشت روایت از توبة ابراهیم ادهم
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهرکرد
2 استادیار دانشگاه آزاد شهرکرد
3 استادیار زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهرکرد
doi
چکیده
به کار گرفتن قصّه و حکایت برای بیان آموزههای معنوی و تشریح مفاهیم بلند عرفانی از دیرباز، مورد توجه شاعران و نویسندگان فارسی زبان بوده است. در این میان، گاه با حکایتهایی روبهرو هستیم که بهدلیل ظرفیت بالای ساختاری و مفهومی، روایتهایی مشابه و گاه گوناگون از آنها ارائه شده است. حکایتتوبة ابراهیم ادهم ازجملۀ این حکایتها است. چگونگی توبۀ ابراهیم ادهم در اغلب منابع عرفانی ذکر شده است؛ مستملی بخاری، ابوالقاسم قشیری، هجویری، خواجه عبدالله انصاری، عطار نیشابوری، مولوی، و کمالالدّین حسین گازرگاهی در آثار خویشآن را روایت کرده اند. در این مقاله،این روایتها با روش توصیفی ـ تحلیلی مقایسه شده اند و از میان آن ها ساختار رواییهشت روایت و شباهتها و تفاوتهای آن هابه لحاظ میزان توجّه به عناصر داستانی بررسی شده است. نتایج حاصل از این مقایسهمُبیّنِ این نکته است که کنشهای داستانی در روایت عطار نیشابوری بیش از سایر روایتها است، صحنهپردازی تنها در روایتعطار دیده میشود، وشخصیت پردازی درتذکرةالاولیاء برجستهتر از هفت روایت دیگر است؛ افزون بر این موارد،عطار و قشیری با استفاده از گفتوگوهای متناسب و سازگار با موقعیت و منش شخصیّتها، بر نمایشی کردن روایت خود تأکیدی ویژهداشتهاند.