زمان فراتاریخی در تجربه عرفانی حافظ
نویسندگان
1 استادیار گروه ادیان و عرفان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تاکستان
doi
چکیده
تجربة عرفانی حافظ از زمان قدسی و فراتاریخی، در قدرت شاعرانگی وی و خلق تصاویر خیالانگیز در غزلهای او نقش اساسی دارد. حضور زمان انفسی در برابر زمان آفاقی و گاهشمارانه در شعر حافظ موجب التفات وی به ساحتهای مختلف زمان و تصرف شاعرانة او در قلمروهای گسترده زمانی شده است. با واکاوی معانی زمان ازل در شعر حافظ که حتی شعر خود را نیز میراثی از عهد الست یا زمان ازل میداند، میتوان بنمایههای اندیشة عرفانی وی را از زاویة اسطورهشناختی بازخوانی کرد. تصاویر رازآلود و اساطیری از زمان ازل که بیانگر وجهی زیباشناختی از رخدادهای شگفتانگیز اسطورهای همانند آغاز آفرینش آدم است، نشانگر حضور فراتاریخی شاعر در زمان بدایتها است. حافظ در شعر خود شخصیتهای شعرش را از مرز تاریخ و زمان ناسوتی فرا میگذراند و رنگ اسطوره به آنها میزند. زمان در شعر حافظ نه به عنوان پدیدهای آفاقی، بلکه ادراکی است که به تجربة درونی و روحی شاعر در ساحت اسطوره مرتبط میشود. در این نگرش اسطورهای، زمان تاریخی و فراتاریخی درهم میآمیزد و شاعر همچون واسطهای میان جهان غیب و جهان شهادت، از اعماق تجربههای درونی خود خبر میدهد