پلنگ در باورهای اسطورهای منطقه سمنان (بر اساس افسانههای عامیانه منطقه پرور و شهمیرزاد)
نویسندگان
1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه سمنان
2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه سمنان
doi
چکیده
افسانههای عامیانه، در مرز میان خیال و واقعیت، هممرز با جهان اسطوره و همسایه با جهان حقیقی هستند. مضامین مشترک میان افسانههای عامیانه، حاکی از اشتراک بنمایههای اسطورهای آنها است. تحلیل رمزها و نشانههای افسانهها و اسطورهها به درک سیر فرهنگی و عوامل شکلگیری آنها یاری میرساند. در این مقاله کوشیدهایم با تحلیل یکی از نشانههای رمزی در افسانه ـ اسطورههای منطقة سمنان، به واکاوی یک نشانة مشترک در اسطورههای شرقی بپردازیم. عنصر پلنگ در دو افسانة روایتشده در منطقة شهمیرزاد و پرور (در استان سمنان)، شباهتهای معنا داری به رمز پلنگ در قصههای مربوط به ایزدبانوان دارد. پلنگ در این افسانهها با دور شدن از خوی طبیعی و وحشی خود و یافتن نقش نگهبانی و همراهی توأم با رمز و راز، در کنار شخصیت اصلی روایت که یک زن است، قرار میگیرد. این افسانهها باورهای اسطورهای مردمان مناطق مورد بررسی، دربارة این حیوان را بیان میکنند. با توجه به ارتباط میان پلنگ و ایزدبانوان در اسطورهها، پلنگ میتواند در افسانة مربوط به پرور، نماد و رمزی از یک ایزدبانو و در افسانة رایج در شهمیرزاد، هم نمادی از یک ایزدبانو و هم نمادی از نگهبان و ملازم ایزدبانو باشد.