امکان‌سنجی تحقق «دموکراسی مستقیم» در عصر انقلاب صنعتی چهارم

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری حقوق عمومی، واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

2 دانشیار گروه فلسفه، واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

3 استاد گروه حقوق عمومی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

4 استاد گروه حقوق، دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، تهران، ایران

5 استادیار گروه حقوق، واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

doi
10.22059/jplsq.2023.354055.3252
چکیده

تقابل دو نظریۀ دموکراسی مستقیم و دموکراسی غیرمستقیم یکی از موضوعات پرمناقشه پیرامون الگوهای اجرایی دموکراتیک است. در دموکراسی مستقیم، شهروندان منحصراً حق وضع قوانین را دارا هستند. در مقابل، اندیشۀ دموکراسی غیرمستقیم مدعی‌ است که به‌واسطۀ ناآگاهی شهروندان و همچنین هزینه‌بر بودن مراجعۀ مستقیم به آنان در هر زمینه‌ای، نمایندگان شهروندان بهتر می‌توانند به این مسئولیت بپردازند. استدلال‌های دسته دوم به واسطۀ ارتباط وثیق‌تر با واقعیت (حداقل تا امروز) با اقبال بیشتری رو‌به‌رو بوده است؛ اما با وقوع تحولات گسترده در عرصۀ تکنولوژی که انقلاب چهارم صنعتی نامیده می‌شود، امکان تغییر در این پیش‌فرض‌ها قریب به‌ذهن می‌نماید. در همین راستا، مقاله موجود با روش توصیفی-تحلیلی، در صدد آن است به این سوال پاسخ دهد که چگونه دست‌آوردهای انقلاب صنعتی چهارم می‌تواند به رفع خلأهای ایدۀ دموکراسی مستقیم بپردازد؟ با توجه به نتایج این پژوهش، در صورت تحقق پیش‌بینی‌ها، دسترسی به عموم مردم بسیار راحت‌تر و کم‌هزینه‌تر خواهد شد و حتی به کمک فناوری‌های نوین می‌توان بدون نظرخواهی مستقیم، خواست شهروندان را استخراج کرد. همچنین با دستیاری هوش‌مصنوعی، می‌توان انتظار داشت عامۀ مردم توانایی مشارکت در تدوین برنامه‌ها یا گزینش طرح‌های منطبق با مصالح مطلوب خود را بیش از پیش داشته باشند؛ تحولاتی که عملاً تفوّقات اندیشۀ دموکراسی غیرمستقیم را منتفی می‌سازد.