تحلیل روانشناسی اسطوره قهرمان و رویینتنی در داستان رستم و اسفندیار بر اساس نظریههای آدلر و رادن
نویسندگان
1 دانشآموخته کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید مدنی آذربایجان
2 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید مدنی آذربایجان
doi
چکیده
علم روانشناسی و شاخههایش ابزاری است که میتوان با کمک آن بسیاری از رفتارهای انسان امروزی یا انسان در بستر تاریخ را بررسی کرد. با استمداد از این علم میتوان به زوایای پیچیدة ذهن شخصیتهای داستانی پی برد و دربارة روانشناسی فردی آنها به طرح نظریه پرداخت. مقالة حاضر سعی دارد با کمک تحلیل روانشناسی، ظاهر و ژرفای روان دو پهلوان نامی شاهنامه (رستم و اسفندیار) را به صورت توصیفی و تحلیلی گزارش کند. هر دو پهلوان، اسطوره قهرمانی هستند که برای ستیز با طبیعت و عوامل مختلف آن به کارکردهای خارقالعاده مجهز میشوند. آدلر بر آن است ساخت و پرداخت این اسطوره قهرمانها را میتوان جبران نوعی حقارت بشر در مقابل جبر طبیعت و محیط دانست و عبور هر دو پهلوان از موانع دشوار محیطی و طبیعی را نیز به این مسئله مربوط کرد. رادن در تحول اسطورة قهرمان، 4 دوره را از هم متمایز میکند. طبق تحقیق او اسطورة رستم و اسفندیار را میتوان تحول دورة دوقلوها نامید. بحث دیگر مربوط به اسطوره قهرمان اسفندیار و پایان غمبار اوست که به عقدة کمبود محبت اسفندیار مربوط میشود. با استناد به شاهنامه این مطلب اثبات شده است که بیبهرگی از محبت پدر و خویشاوندان اسفندیار او را به ورطة نیستی میکشاند.