بررسی تطبیقی حکایتی از مثنوی معنوی «داستان جزع ناکردن شیخی بر مرگ فرزندان خود» با مآخذ روایی آن بر اساس رویکرد نورمن ‌فرکلاف

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فرهنگیان، پردیس شهید باهنر کرمان

doi
چکیده

مثنوی معنوی از مواریث عرفانی و ادبی پیش از خود بهره ‌برده ‌است. در این پژوهش داستان جزع ناکردن شیخی بر مرگ فرزندان خود از مثنوی با ترجمۀ رسالۀ قشیریه و تذکرة‌الاولیا بر اساس رویکرد نورمن ‌فرکلاف مورد مقایسه و تحلیل انتقادی گفتمان قرار‌گرفته‌ است. در سه اثر مذکور به بیان احوال عارفانه پرداخته شده ‌است. گفتمان غالب در بستر عرفان در حکایت مثنوی، ولی و عارف واصل، در رسالۀ قشیریه مقام رضا و در تذکرةالاولیا تسلیم ‌است. در این حکایات بیش از هر چیز دغدغه‌های عارفانه روایت برجسته شده ‌است. در این بستر، موقعیت‌هایی قابل ردیابی است و تأثیر و نشانه‌های دوری از خویشتن، یقین، قدرت روحی ولی، عطوفت حقیقی، توجه به حق، قدرت و سلطه به خصوص در تبیین جایگاه عارف و نظام معنایی آن مورد تبیین قرار گرفته ‌است. مولوی، عطار نیشابوری و ابوالقاسم قشیری با ترکیب‌بندی ابعاد گفتمان‌های مسلط عرفان، در قالب ژانری از پیش موجود، روایتی روحانی‌ و معنوی‌ را از نو بازتولید کرده‌اند. سه اثر مذکور به منزلة رخدادی ارتباطی، فقط بازتابی از اندیشۀ شاعر نیستند بلکه با انتقاد از عملکردهای مادیگرایانه و دلبستگی‌های موقّتی و عاریتی، نظم گفتمانی ویژه‌ای را خلق می‌کنند. این آثار در ‌به‌ چالش ‌کشیدن ویژگی‌های عرفانی و تقویت گفتمان عارفانه موفق بوده‌اند.