جاودانگی و نامیرایی در اسطوره‌های شاملو

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوی

2 دانش آموخته کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسامی واحد خوی

doi
چکیده

اغلب شاعران و نویسندگان برجسته برای جاودانه کردن آثارشان از انواع اسطوره‌ها بهره می‌گیرند و با همانند کردن قهرمانان خود به قهرمانان اسطوره‌ای، نه تنها پیوند و پلی ما بین زمان حال و گذشته ایجاد می‌کنند بلکه قهرمانان خود را جاودانه می‌گردانند. در میان شاعران معاصر شاملو به سبب داشتن روحیه مبارزه‌جویی بیشتر به اسطوره روی آورده است و بسامد بالای کاربرد انواع اسطوره‌های ملّی و میهنی و حتّی جهانی، او را به شاعر اسطوره‌سازِ جهانی معروف کرده است. او در اسطوره‌هایش نه تنها از شخصیّت‌های قهرمانی بلکه از اسطوره‌های حیوانی، گیاهی، عناصر طبیعی و آیینی برای بیان آرمان‌هایش بهره جسته است. هر چند جاودانگی از صفات همه اسطوره‌ها است امّا ویژگی بارز اسطوره‌های شاملو حیات مجدّد و تولّد دوباره آنها است. در تفکّر اسطوره‌ای او مرگ جسمانی قهرمان، حیات ابدی و جاودانی به همراه دارد تا آن حد که شاملو کلام و اشعارش را بعد از مرگ جسمانی خود، تولّد دوباره اسطوره شاملو و شاملوها می‌داند. بنابراین، مقصود شاملو از به کار بردن اسطوره، جاودانگی و حیات‌بخشی به قهرمانان خود است. در این مقاله به تحلیل نمونه‌هایی از اسطوره‌های شاملو پرداخته می‌شود که شاعر با آوردن آن‌ها انگیزه رویش و تولّد دوباره را اراده کرده است تا آن حد که حیاتشان را در مرگشان می‌داند.